saltbox roofsangfroid
از 69
saltbox roofsangfroid
saltbox roof[n]

سقف سالت‌باکس

salted[adj]

نمک‌زده,حفظ شده در نمک

saltiness[n]

شوری,محتوی نمک

saltish[adj]

نمکی,کمی نمکی

saltshaker[n]

نمکدان,فلفلدان

saltwater[n][adj]

آب شور,آب دریا • آب شور

saltwater crocodile[n]

*تمساح آب شور

saltwater fish[n]

ماهی آب‌شور

salty[adj]

نمکی

salubrious[adj]

مفید‌ برای‌ سلامتی

salutary[adj]

سلامت‌بخش

salutatorian[n]

دانش آموز دوم,سخنران مراسم فارغ التحصیلی

salute[v][n]

دوستانه احوالپرسی کردن • سلام,احترام

saluter[n]

سلام کننده, خوش آمدگو

salvadorian[n]

سالوادوری,اهل السالوادور

salvage[v][n]

نجات دادن • نجات کشتی یا محموله

salvage value[n]

ارزش نجات,ارزش باقیمانده

salvage yard[n]

گورستان خودرو

salvation[n]

رستگاری

salve[n][v]

مرهم • مالیدن مرهم,استفاده از پماد

salver[n]

دیس

salvo[n]

شلیک همزمان

salwar[n]

شلوار هندی

salzburg[n]

سالزبورگ,شهری در غرب اتریش؛ یک مرکز موسیقی و زادگاه موتزارت

samba[n][v]

موسیقی رقص سامبا • رقص سامبا انجام دادن,اجرای رقص سامبا

sambar[n]

گوزن سمبر

sambo[n]

سامبو,یک هنر رزمی که در روسیه به وجود آمد، با تأکید بر تکنیک‌های گلاویزی و دفاع شخصی

same[adj][n]

یکسان • سامی,زبان سامی

same old same old[phrase]
same-day[adj]
same-sex marriage[n]

ازدواج همجنس,ازدواج همجنسگرایان

samgye-tang[n]

سوپ مرغ کره‌ای

samgyeopsal[n]

*سامگیوپسال (نوعی خوراک کره‌ای)

sami languages[n]

*زبان‌های سامی

samoan[n][adj]

ساموآیی,ساکن جزایر ساموآ • ساموآیی, ساموآ

samosa[n]

سمبوسه

samovar[n]

سماور

sampan[n]
samphire[n]

کاکله

sample[n][v]

نمونه • نمونه‌برداری کردن

sampler[n]

نمونه‌بردار,ایستگاه نمونه‌برداری

samurai[n]

سامورایی,بوشی

samurai film[n]

فیلم سامورایی

san francisco[n]

سان فرانسیسکو

sanatorium[n]

آسایشگاه,بیمارستان برای نقاهت

sanctify[v]

تقدیس کردن,پاک کردن

sanctimonious[adj]

مقدس‌نما

sanctimoniously[adv]

با تظاهر به تقوا,به طور ریاکارانه

sanction[v][n]

مجوز صادر کردن • تحریم

sanctity[n]

قداست

sanctuary[n]

پناهگاه,حرم

sanctum[n]

حرم,پناهگاه

sand[n][v]

ماسه • سنباده زدن

sand cat[n]

گربه شنی

sand cherry[n]

*پرونوس پومیلا

sand crack[n]

ترک شن,شکاف ماسه ای

sand dune[n]

تپه شنی

sand flea[n]

کک شنی,سختپوستان کوچک جهنده مانند کک

sand fly[n]

مگش ماسه,پشه خاکی

sand hopper[n]

شپش ماسه‌ای جهنده

sand lizard[n]

*مارمولک شنی

sand martin[n]

چلچله رودخانه‌ای

sand rail[n]

یک سند ریل,یک وسیله نقلیه سبک آفرود برای تپه های شنی

sand rat[n]

موش شنی

sanda[n]

ساندا,یک سیستم مبارزه تمام تماس چینی که شامل مشت‌ها، لگدها، پرتاب‌ها و جاروها می‌شود

sandal[n]

صندل

sandbag[n][v]

کیسه شن,سبد ماسه • محافظت یا تقویت با کیسه های شن؛ مسدود کردن,تقویت با کیسه های شن؛ بستن

sandblasting[n]

سندبلاست

sandboarding[n]

سندبوردینگ,سواری روی ماسه

sandbox[n]

زمین بازی شنی

sandbox game[n]

بازی سندباکس

sandcastle[n]

قلعه شنی

sander[n]

سنباده‌زن,ماشین سنباده‌زنی

sandhi[n]

ساندهی,فرایند واجشناسی

sandhopper[n]

کک دریایی,پرش کننده ماسه

sandite[n]

ساندایت,ماده برای بهبود کشش

sandman[n]

مرد شنی,پری خواب

sandpaper[n][v]

سنباده • سنباده زدن,کاغذ سنباده

sandpile[n]

توده شن,جعبه شن

sandpiper[n]

آبچلیک

sandpit[n]

حوض شن,جعبه شن

sandrail[n]

سندریل,یک وسیله نقلیه سبک وزن آفرود طراحی شده برای حرکت در تپه های شنی و زمین های بیابانی

sandstone[n]

ماسه‌سنگ

sandstorm[n]

طوفان شن

sandungueo[n]

رقص ریتمیک و هیپ‌‌هاپ لاتین

sandwich[n][v]

ساندویچ • فشردن,بین دو چیز محکم فشار دادن

sandwich bar[n]

ساندویچی

sandwich between[v]

بین دو چیز یا شخص قرار گرفتن

sandwich board[n]

تابلوی تبلیغاتی دوطرفه

sandwich cookie[n]

شیرینی ساندویچی

sandwich maker[n]

ساندویچ‌ساز

sandwich plate[n]

سینی ساندویچ

sandwich toaster[n]

ساندویچ‌ساز

sandy[adj][n]

شنی • سندی,کوکی سندی

sane[adj]

عاقل,متعادل

sanely[adv]

عاقلانه,با خرد

sanewash[v]

پاکسازی کردن,عادی سازی کردن

sangaku[n]

سانگاکو,یک پازل هندسی سنتی ژاپنی

sangaree[n]

سانگری,شراب قرمز شیرین شده با آب پرتقال یا لیمو و آب گازدار

sangfroid[n]

خونسردی

LanGeek
دانلود برنامه