جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sanctum
01
حرم, پناهگاه
a private place where one can retreat for peace and solitude
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sanctums
مثالها
His study was his sanctum, where he could think and write without interruption.
مطالعهگاه او حرم او بود، جایی که میتوانست بدون وقفه فکر کند و بنویسد.
02
حرم, مکان مقدس
a sacred place of pilgrimage



























