مرده زاده,بدون نشانهای از زندگی در بدو تولد
سکوت,آرامش
پایه (ساختمان)
مصنوعی,غیرطبیعی
پنیر استیلتون
محرک,انگیزه • تحریک کننده, انگیزه بخش
داروی محرک
برانگیختن
تحریک شده,بیدار شده
تحریککننده,انگیزاننده
محرک
جای نیش • کلاهبرداری کردن,گول زدن
*نیش حیوان
لقمهماهی
خسیس
بوی بد دادن,بدبو بودن • بوی بد,تعفن
جنده بدبو,فاحشه کثیف
یک وسیله خراب,یک ماشین خراب
آدم کثیف,مشمئز کننده
متعفن,نفرت انگیز
بدبو
یلوه کوچک • محدود کردن خود,با حداقل زندگی کردن
صرفهجو,مقتصد
حقوق
نقطه نقطه کردن,ایجاد اثر خالدار
نقطهدار,لکهدار
نقطهگذار,نقاشی که اثر نقطهای ایجاد میکند
نقطهنگاری
قید کردن
شرط,قید
هم زدن • همهمه
با حرارت بالا تفت دادن
تحریک کردن
دیوانه از حبس,بیقرار از انزوا
گوشت و سبزیجات سرخشده • تفت دادن و سرخ کردن (در روغن داغ)
هم زدن,مخلوط کردن • هیجان انگیز,تاثیرگذار
رکاب
شلوار رکابی
کوک • دوختن,کوک زدن
دوخت,کوک
ایوان ستوندار
قاقم
کالاهای انبار • ذخیره کردن,تامین کردن • کلیشهای,تکراری
مسابقه ماشین استوک,رقابت ماشینهای تولید انبوه
شخصیت قراردادی
منشی انبار,آماده کننده سفارش
عصاره (گوشت و...)
*کبوتر کوهپایه
بورس اوراق بهادار
کد ردیابی محصول
بازار بورس
عکاسی آرشیوی
انباشته کردن (تعداد زیادی از چیزی)
ابزار حرفه,مواد کاری
بی حرکت,کاملاً بی حرکت • کاملاً بی حرکت,کاملاً ساکن
کارگزار بازار سهام
مجهز,تامین شده
سهامدار
جوراب شلواری
کلاه پشمی (منگوله دار)
دامدار,چوپان
انبار کردن • ذخیره,انبار
قابلمه
قدکوتاه ولی چارشانه
*خوراکی سیرکننده
بیش از حد متعارف و بدون تخیل، بنابراین خسته کننده,سخت و بدون تخیل، در نتیجه کسل کننده
بردبار • رواقی,پیرو فلسفه رواقی
رواقیگری
(به آتش) سوخت رساندن
پر کردن شکم,با ولع خوردن
هیجان زده,پر اشتیاق
استوکر,دستگاه تغذیه کوره
نشانهنگاری استوکو
استولا,لباس سنتی بلندی که توسط زنان در روم باستان پوشیده میشد، معمولاً روی یک تونیک و با کمربند بسته میشد
دزدیدهشده
بیعاطفه
*اشتولن
استوما,دهانه شبیه دهان
معده • تحمل کردن,پذیرفتن
دلدرد
پزشکی دهان
با ریتم خاصی راه رفتن • رقص خیابانی با حرکات پرقدرت پا
پاتوق همیشگی
سنگ • سنگسار کردن • خاکستری سنگی,بژ سنگی
عصرِ سنگ
بوتچ سنگی,لزبین بوتچ خالص
*کفپوش بتنی
مگس سنگی,پلکوپترا
*میوه هستهدار
کاملاً هوشیار
روکش سنگی,ونیر سنگ
دیوار سنگی,حصار سنگی
سنگ شسته,سنگشسته
نشئه
مگس سنگ