جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stinky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stinkiest
شکل تفضیلی
stinkier
درجهپذیر
مثالها
The stinky cheese filled the room with its strong, unpleasant odor.
پنیر بدبو اتاق را با بوی قوی و ناخوشایند خود پر کرد.



























