جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stolen
01
دزدیدهشده
(of a person's posessession) taken without the owner's permission
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most stolen
شکل تفضیلی
more stolen
درجهپذیر
مثالها
The stolen car was found abandoned in the next town.
ماشین دزدیده شده در شهر بعدی رها شده پیدا شد.



























