کاشی تخته سنگ,سرامیک تخته سنگ
اسلتر,هر یک از ایزوپودهای کوچک زمینی
سلاخی • کشتار,کشتن
قصاب,سلاخ
کشتارگاه
کشتار,خونین
بَرده • مثل برده کار کردن، سخت کار کردن
مورچه برده,مورچه اسیر
سخت و مداوم کار کردن
کار اجباری,بردگی
روایت بردگی
مالکیت برده,برده داری • طرفدار برده داری,اجازه دهنده برده داری
آب دهان ریختن,سرازیر شدن بزاق • برده فروش,تاجر برده
بردگی
اسلاوی,زبان اسلاوی • اسلاوی,اسلاوی
زبانهای اسلاوی
کشتن,قتل کردن
ملکه اسلای,زن خودشیفته
قتل,کشتار
بد سلیقگی,ابتذال
پست,بیشرف
آدم پست,فرد فاسد اخلاقی
بیارزش,پست
بی اخلاق,نادرست
سورتمه • سورتم سواری کردن,با سورتم رفتن
سگ سورتمه
سورتمهسواری
پتک,چکش سنگین • سورتم سواری کردن,مسافرت با سورتم
پتک • با پتک کوبیدن,با پتک زدن
صاف و براق (سطح) • صاف کردن,براق کردن
صاف کردن,آرام کردن
خوابیدن • خواب
بیشتر از حد معمول خوابیدن
تخت خوابیدن
مثل خرس خوابیدن
تخت خوابیدن
چشمبند خواب
از طریق خواب بهبود یافتن
تصمیمی را به روز بعد موکول کردن
شب در جایی ماندن
بیرون خوابیدن
به خوابیدن ادامه دادن
رابطه جنسی داشتن
کشته و سربهنیست شدن
خوابنده,خوابالو
در خواب • دراز کشیده,خوابیده
اسکان خواب,اتاق خواب
کیسه خواب
کپسول خوابآور,قرص خوابآور
واگن خواب,ماشین خواب
داروی خواب آور,معجون خواب آور
قدرت نهفته
قرص خوابآور
اتاق خواب,اتاق استراحت
بیماری خواب
قرص خواب,داروی خواب آور
بی خواب,هوشیار
خوابیدن در خانه شخص دیگر
لباس خواب سرهمی
درخواب راه رفتن
لباسخواب
خوابآلود
به خواب رفتن (به زبان بچگانه)
باران نیمه منجمد • باریدن باران و برف با هم,فرود آمدن به صورت مخلوطی از باران و برف
آستین
ابزار کشنده آستین,کشنده بوش
آستیندار
بیآستین
سورتمه,اسکی روی برف • سورتمه سواری کردن,با سورتمه رفتن
*تخت سورتمهای
تردستی
اسلیپنیر
باریک و ظریف
قطعه باریک سازه
آسیابک آبنشین
لاغر,با ظرافت
کارآگاه,تحقیق کننده • جاسوسی کردن,مخفیانه تحقیق کردن
تعداد زیاد • به شدت چرخیدن,تغییر جهت ناگهانی
برش • بریدن,تکه کردن
خرد کردن
برش خورده,ورقه شده
نان برشخورده
سوپ ماهی
چاقوی برش,برنده
کالباسبر
صاف کردن (مو) • صاف و براق • لکه,لایه • ماهرانه,با مهارت
شانه زدن به عقب,استایل دادن به موها به عقب با ژل
صاف کردن,مسطح کردن
مجله براق,مجله صیقلی
صاف شده با ماده چسبناک,براق شده با ماده چسبناک
پالتو برزنتی
سر خوردن • اسلاید میکروسکوپ
به آرامی گذشتن,بی سر و صدا عبور کردن
به پایین سر خوردن,پایین لغزیدن
زیپ,قفل کشویی
مخفیانه از جایی خارج شدن