جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sleeve
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
sleeves
مثالها
She wore a blouse with puffed sleeves.
او یک بلوز با آستین های پف دار پوشید.
02
محفظه, غلاف
small case into which an object fits
درخت واژگانی
oversleeve
sleeveless
sleeve



























