همجنسگرا,زن صفت • زنانه,ترسو
خواهر
خواهرشوهر، خواهرزن
خواهرانه
کلیسای سیستین,کلیسای سیستین
سیزیف,سیزیف • کاری بیپایان و بیهوده
سیزیف
نشستن
در آزمون یا امتحان شرکت کردن
بیکار نشستن
در حالت نشسته استراحت کردن
نشستن
ژست گرفتن (به عنوان مدل برای عکاسی یا نقاشی)
تصمیمگیری را به تعویق انداختن
دست روی دست گذاشتن
شرکت نکردن
چرخش نشسته,اسپین نشسته
چیزی کسلکننده را تحمل کردن
نشستن
انگشت به دهان ماندن
به مذاق کسی خوش آمدن
درازنشست
سیتار
سریال کمدی موقعیت
مکان • تعیین مکان برای,اختصاص مکان به
ناظر سایت,سرپرست سایت
هنر مکانویژه
تئاتر ویژهمکان
سرده نوعی از Sittidae,سیتا
مرغ کرچ,مرغ کرچ کننده
سیتیدا,دارکوبان
نشستن,حالت نشسته • نشسته,در حالت نشسته
هدف آسان
اتاق نشیمن
والیبال نشسته,والیبال معلولین
سیتویین,یک گونه سنتی شطرنج که در میانمار روی یک صفحه ۶۴ خانه با مهرهها و قوانین منحصر به فرد، متفاوت از شطرنج استاندارد بازی میشود
در جایی یا موقعیتی قرار دادن
یادگیری موقعیتی,یادگیری در بافت
شرایط
درام موقعیتی
معمای موقعیتی,پازل موقعیت
زمینه ای,موقعیتی
وارونهگویی موقعیت
موقعیتی، بافتاری
بینالملل موقعیتگرا
سیچویشنشیپ,رابطه مبهم
حمام نشسته,وان نشسته
*فرهنگ هنگکنگی غذاخوری در نیمهشب
سیزاریوم,گیاه آسیایی
شش,کارت شش نقطه
قهرمانی شش ملت
بازی شش امتیازی,رویارویی سرنوشت ساز
سولو با شش پیشنهاد,بازی سولو با شش پیشنهاد
شش رقمی,با شش رقم
شکم ششتکه
شش-پلاس هولدم,هولدم شش-پلاس
بازی شش امتیازی,دیدار سرنوشت ساز
تفنگ شش تیر
شش,عدد شش
شانزدهم • شانزدهم,یک شانزدهم
نت دولا چنگ
ششم • ششم,فاصله موسیقایی ششم
دو سال آخر دبیرستان,فرم ششم
حس ششم
کالج ششم,مدرسه برای دانش آموزان 16 تا 18 ساله
شصتم,یک قسمت از شصت قسمت مساوی • شصتمین,شصتمین به ترتیب
نت چهارلا چنگ
شصت و شش
بزرگ
اندازه • اندازه • تنظیم کردن,اندازه کردن
ارزیابی کردن
اندازه,سایز
جیز جیز کردن,تقسیم کردن • جیزجیز,ترق تروق
سوزان
سندرم شوگرن
موسیقی اسکا
هرویین
اسکانک,رقص اسکانک • رقص اسکانک کردن,انجام اسکانک
ژولیده,تحریکآمیز
اسکات,یک بازی کارتی برای سه بازیکن محبوب در آلمان، که با یک دسته تخصصی 32 کارتی بازی میشود، جایی که بازیکنان بر روی ارزش بازی پیشنهاد میدهند و برای بردن ترفندها با گرفتن کارتهای با ارزش بالا رقابت میکنند
چارگوشماهی • اسکیتسواری کردن
دور زدن موضوع,اجتناب کردن
اجتناب کردن,سطحی گذشتن
پارک اسکیت,اسکیت پارک
تخته اسکیت • اسکیت برد سواری کردن,اسکیت کردن
اسکیت بورد سوار,اسکیت باز
اسکیتبردسواری
اسکیتسوار
اسکیت
پیست اسکیت,محل اسکیت روی یخ
ورزش اسکیت,رشته اسکیت
گریختن • فرار سریع,گریز تند
اسکی-بال,بازی پرتاب توپ
تیراندازی اسکیت,تیراندازی به هدف های گلی
بیزار کردن,منزجر کردن