میز را چیدن
دزد را با دزد گیر انداختن
برای چیزی زمان تعیین کردن
یک حال و هوا یا احساس خاص ایجاد کردن
نقشه ریختن برای گرفتن کسی یا چیزی
معیار شدن
حمله کردن
ایجاد خصومت کردن
زنگ خطر را به صدا درآوردن
معیار شدن
هدفگذاری کردن
تمیز دادن
پسانداز کردن
پیشرفت چیزی را کند کردن
اسکنه باریک فولادی,اسکنه باریک برای برش سنگ
طراح دکور
نوشتن • غیر قابل اجرا,غیر قابل تحقق
صحنهپرداز
امیدوارکننده (در دستیابی به موفقیت)
آتش درست کردن
بیان کردن
اهمیت زیادی قائل بودن
از ته دل خواستن
(رویداد ناخوشایند) شروع شدن
چیزی را شروع کردن
در عادتها خشک و غیرقابلتغییر
*لیست آهنگهای اجرا
منوی ثابت,منوی با قیمت ثابت
ماشین خفن
به کار انداختن
با خشونت به کسی حمله کردن
دوباره روی پای خود ایستاندن
عازم شدن
سکانس ویژه
نقطه ست,امتیاز ست
عزم خود را جزم کردن
گونیا,خط کش زاویه دار
بهدرستی تفهیم کردن
اعصاب کسی را خرد کردن
معیار خاصی تعیین کردن
زمان ساعت را تنظیم کردن
زمان ساعت را تنظیم کردن
چیزی را پایهگذاری کردن
حس خاصی در دیگران ایجاد کردن
پیشگام بودن
حقیقت را روشن کردن
زمینه چیزی را چیدن
زمینه را برای چیزی فراهم کردن
دنیا را تکان دادن
نظریه مجموعهها
مسمم روی چیزی کار کردن
برپا کردن
کشمکش
مانع
لانه گورکن
*کاناپه دونفره
سگ ستر
موقعیت
مرغ کرچ,مرغ آماده برای خوابیدن روی تخمها
پودر فیکس
اسپری فیکساتور آرایش
تنظیمات
نشستن • نیمکت چوبی با پشتی,نیمکت با فضای ذخیره سازی
با کسی تسویه حساب کردن
ازدواج کردن
انتخاب چیزی از سر ناچاری
به کسی در آشنا شدن با جایی کمک کردن
تصمیم نهایی گرفتن
قرض خود را پس دادن
حلوفصلشده
کلونی
مهاجر
نصب,تنظیمات
مرد تنظیم,پیچر آمادهکننده
هفت,کارت هفت نقطه
هفت دریا,هفت دریاهای جهان
هفت عجایب دنیای باستان
هفت کارت استاد,پوکر هفت کارته
سالاد هفتلایه
هفت,هفتم
هفدهم • هفدهم
هفتم • هفتم,فاصله هفت نتی
خیابان هفتم
هفتاد,دهه هفتاد
هفتادم,۷۰م • هفتادم,هفتادمین
هفتاد و هشت دور در دقیقه,صفحه گرامافون هفتاد و هشت دور در دقیقه
قطع کردن,پایان دادن
قابل تفکیک,قابل تقسیم
چند • چند,مختلف • چند,برخی
جداگانه,شخصی
جداسازی
پاداش پایان خدمت در شرکت یا اداره