بخشبندی شده,تقسیم شده به بخشها
جدا کردن,تفکیک کردن • جدا شده,فردی که جدا شده است
تفکیکشده
جداسازی
اسکوتر برقی
ارباب
زمین لرزه,لرزش
لرزهای
زلزلهسنج
زلزله شناس,سیسمولوژیست
زلزلهشناسی
به زور گرفتن
خراب شدن
گرفتن با دندان,گاز گرفتن برای گرفتن
تشنج
سگ هشدار تشنج
به ندرت • ندرتاً
انتخاب کردن • برتر
انتخاب شده,گزیده
گزینش
سختگیر
*سکوت انتخابی
مدرسه انتخابی,مدرسه گزینشی
خویش • خود,خویش
خودشیفته,غرق در علایق یا افکار خود
خود اطمینان,مستبد
خود اطمینان,مستبد
اعتمادبهنفس
بااعتمادبهنفس
خودآگاه
خودآگاهی,آگاهی از خود
خانه شخصیساز
خودمراقبتی
مجهز به وسایل آشپزی
خودخواه
خودمحور,متمرکز بر خود
مسلط بر خود,آرام
تک رنگ,هم رنگ
تک رنگ,هم رنگ
اعتمادبهنفس
بااعتمادبهنفس
معذب
با خجالتزدگی
خجالت,کمرویی
مستقل,خودکفا
کنترل نفس
خودانتقادگر
خودویرانگر
دفاع از خود
خودتحقیرکننده,خودشوخ
تأدیب نفس
خودمنضبط
ماشین خودران,وسیله نقلیه خودران
خودکمبینی,فروتنی بیش از حد
فروتن
خویشفرما
عزتنفس
خودتوضیح,واضح
خودابرازی
خودگردان,مستقل
خودآزاری
کتاب خودیاری
خودپنداره
مغرور, خودپسند
بهبود شخصی,توسعه فردی
نفع شخصی
خودبیزاری
خودساخته
خوددرمانی کردن
باانگیزه (بهدلیل اشتیاق یا تمایل شخصی)
خودزنی
خودشیفته
سرسخت,با اعتماد به نفس
خود-ادراک شده,توسط خود درک شده
ننه من غریبم بازی
خودنگاره
مسلط بر خود,آرام
غریزه بقاء
خودرو,خودکششی
وسیله نقلیه خودرو,وسیله نقلیه با پیشرانه مستقل
ناشر–مؤلف
قرنطینه شخصی • خود را قرنطینه کردن
آرد پختوپز
خودشکوفایی
عزتنفس
خودبزرگبین
خوداتکایی
خودکفا
خوداظهاری کردن
عزت نفس
خود راست کردن,تعادل را بازیافتن
با خودپسندی,به شیوهای موعظهآمیز
قادر به بازگشت به وضعیت عمودی به خودی خود,خود راست شونده
آرد همراه با پیکینگپودر
ازخودگذشتگی
خودپسندی
ازخودراضی