جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to self-right
01
خود راست کردن, تعادل را بازیافتن
to return upright on its own after tipping over
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
self-right
سومشخص مفرد
self-rights
وجه وصفی حال
self-righting
گذشته ساده
self-righted
اسم مفعول
self-righted
مثالها
The small robot can self-right after falling.
ربات کوچک میتواند پس از افتادن خود را راست کند.



























