قنداق کردن
قنداق نوزاد
نوارهای قنداق,پوشاک نوزاد
قنداق
فهرست سوادش
بسته,وسایل • به شدت یا به صورت ناپایدار تاب خوردن,به شدت یا ناپایدار تکان خوردن
با غرور راه رفتن,با تکبر قدم زدن • راه رفتن مغرورانه,راه رفتن با غرور • شیک,مد روز
زبان سواحلی
معشوق,دلدار
قورت دادن • پرستو
غرور خود را زیر پا گذاشتن
کت دم چلچله ای,کت دم دار
*پروانههای دمچلچلهای
باتلاق • پر از آب کردن
تباه مرداب,کم خونی عفونی اسب
ملخ مردابی,ملخ سازگار با محیط های تالابی
باتلاقی,گلی
قو • سوگند خوردن,رسما اعلام کردن
آخرین اثر مهم
ظرافت,شیک • پز دادن,تظاهر کردن • شیک,مجلل
مجلل,شیک
مبادله کردن • مبادله,معاوضه
*به صورت گله حرکت کردن • دسته (حشرات)
مهاجم,حریف تهاجمی
حمله گروهی,حمله جمعی
تیره,گندمی
سبزه
صدای ملایم آب,همهمه امواج • غرور نشان دادن,با تکبر رفتار کردن
ماجراجو,نترس
فیلم شمشیربازی
ژانر ماجراجویانه و قهرمانمحور • ماجراجو,شجاع و کاریزماتیک
ضربه محکم,ضربه تند • زدن,کوبیدن
نوارپیچ کردن • نوار پیچیدن,بانداژ پیچیده
تاب خوردن • تحت تاثیر قرار دادن
فحش دادن
رگباری فحش دادن
(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن
سوگند دادن,تحلیف کردن
عرقکردن • عرق کردن
مجرای عرق,لوله عرق
غده عرق,غده تعریق
شُر شُر عرق ریختن
اتاق عرق,حمام بخار فنلاندی
جلسه عرقریزی شدید,جلسه تمرین شدید
جوراب ورزشی,جوراب دو و میدانی
مچبند یا هدبند
پلیور
بیماری عرق,عرق انگلیسی
شلوار گرمکن
لباس ورزشی,ست تمرین
گرمکن (لباس)
بیگارخانه
خیسِ عرق
شلغم زرد
سوئد
سوئدی • زبان سوئدی
*کوفته سوئدی
شلغم سوئدی,روتاباگا
جارو کشیدن • گستره,دامنه
چیزی را فراموش کردن
شیفته و مجذوب کردن
شوت جارویی,ضربه جارویی
ماستمالی کردن
لاپوشانی کردن
جارو زدن
جاروبکش,ماهی شبانه کم شناخته شده دریاهای گرم و کم عمق با بدنی فشرده و مستطیل شکل
جامع • جارو زدن,تمیز کردن
قرعهکشی
شیرین • آبنبات • شیرین,مهربانانه
خیلی مهربان
ریحان شیرین,برگ های ریحان معمولی
*گیلاس شیرین
ذرت شیرین
لیمو شیرین,درخت لیمو با میوههای شیرین
خربزه شیرین,طالبی قندی
حرفهای عاشقانه
*پرتقال شیرین
فلفلدلمهای
سیبزمینی شیرین
رولت شیرین
چای شیرین,چای سرد شیرین
دندان شیرین,علاقه به شیرینی
چوب شیرین,برگ های سبز تیره معطر برای شراب می
ترشوشیرین
با طعم شیرین,لذیذ شیرین
معطر
معطر
*دنبلان
خوشایند کردن
شیرینشده
شیرینکننده
عزیزم,عشق • محبوب,ممتاز
عزیزم,دلبر