فرقهای,مذهبی
فرقهگرایی
بخش • تقسیم کردن,بخش کردن
علامت بخش,نماد بخش
*مبل کنجی
بخش,قسمت
عرفی,غیرروحانی • غیرمذهبی
سکولاریسم
سکولاریست,عرفیگرا
زبان ثانویه,نوعی زبان که الگوی تراز خاصی در علامتگذاری مفعول فعل متعدی نشان میدهد
(به سختی) به دست آوردن • ایمن
به طور ایمن,محکم
امنیت
دوربین امنیتی
بازرسی امنیتی
سگ نگهبان,سگ امنیتی
مأمور حراست
ماژیک ضدجعل
اقدام امنیتی,دستگاه امنیتی
دفتر امنیتی
مامور امنیتی,افسر امنیت
خطر امنیتی,تهدید امنیتی
پیچ امنیتی,پیچ حفاظتی
پیراهن نگهبان امنیتی
سیستم امنیتی
خودرو سواری
باوقار,محتشم • آرام کردن (با داروی مسکن)
داروی آرامبخش • آرام بخش,مسکن
پشتمیزنشینی
یکجانشینی,زندگی یکجانشینی
رسوب • ته نشین شدن,رسوب کردن
رسوبگذاری
فتنه
فتنه انگیز,شورشی
اغوا کردن
فریبنده,جذاب
فریبنده,به روش اغواگرانه
کوشا
دیدن • کرسی,اسقف نشین
هماهنگی های لازم را انجام دادن
دیدن در اطراف,به طور منظم دیدن
کاملاً همنظر بودن
استقبال کردن
با نگاه تازه دیدن
دقیق بررسی کردن
بدرقه کردن
تا آخر انجام دادن
منظور کسی را فهمیدن
منطقی فکر کردن
خون جلوی چشم کسی را گرفتن
کاوش کردن,گشتن
بالاخره از شر کسی/چیزی خلاص شدن
اول پولش را دیدن
از پول در جیب داشتن کسی مطمعن شدن
به حقیقت پی بردن
به اصل ماجرا توجه کردن
کاری را با موفقیت به پایان رساندن
مسئولیت چیزی را پذیرفتن
مطمئن شدن
بیگدار به آب نزدن
بعدا میبینمت
شفاف,نیمه شفاف
قابل مشاهده,آشکار
هسته • بذر کاشتن
سوسک دانه,سوسک غلات
*غلاف بذر
ذرت بذری,دانههای ذرت با کیفیت
سرمایه آغازین
بستر بذر
بی دانه,فاقد دانه
کشمش بی دانه,انگور خشک بدون هسته
نهال,جوانه
پر از دانه,مملو از تخم
بینایی,دید • بینا,دارای بینایی • از آنجا که,با توجه به اینکه
سگ راهنما
به دنبال (چیزی یا کسی) گشتن • جستجو,موقعیتیابی
دنبال کار گشتن
جستجو کردن,کاوش کردن
جستجوگر
بهنظر رسیدن
ظاهری,به نظر میرسد
ظاهراً
نشت کردن,تراوش کردن
بیننده,پیامبر
الاکلنگ • تاب خوردن,نوسان کردن
قلقل زدن
جوشان,آشفته
حبس انفرادی,سلول انضباطی
سکس,گاییدن
بخش • بخش کردن
طاق قطعه ای,طاق بخشی از دایره