جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
(به سختی) به دست آوردن, کسب کردن
پس از ماهها مذاکره، آنها بالاخره تأمین کردند یک قرارداد با مشتری جدید.
محکم کردن, قفل کردن
سارا دوچرخه خود را با قفلی محکم به پایه محکم کرد قبل از اینکه به فروشگاه برود.
محکم بستن, قفل کردن
او در را با یک قفل محکم کرد تا از ورود غیرمجاز جلوگیری کند.
ضمانت کردن, تضمین کردن
آنها با ارائه خانه خود به عنوان وثیقه، وام مسکن را تضمین کردند.
امن کردن, محافظت کردن
شرکت دادههای خود را با پشتیبانگیری منظم روی یک سرور امن تضمین کرد.
خزانه بانک بسیار امن است، با چندین لایه از اقدامات امنیتی در محل.
مطمئن, آرام
او در تصمیم خود احساس امنیت میکرد.
پایدار, مطمئن
نردبان محکم به دیوار تکیه داده بود.
امن, محافظتشده
فایلها رمزگذاری شدند تا امن بمانند.
امن, ضمانتشده
او در یک صندوق بازنشستگی امن سرمایهگذاری کرد.
درخت واژگانی



























