جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بخش, قسمت
کتابخانه به چندین بخش سازماندهی شده است، از جمله داستان، غیرداستانی و مواد مرجع.
بخش, قسمت
مقاله به سه بخش تقسیم شده است.
برش نازک, مقطع نازک
دانشمند یک برش نازک از سنگ را برای مطالعه آماده کرد.
بخش, منطقه
شهر به چند بخش مسکونی تقسیم شده است.
بخش, دسته
بخش به سرعت به تماس اضطراری پاسخ داد.
بخش, برش
جراح یک بخش را برای برداشتن تومور انجام داد.
پره, بخش
او یک پرتقال را به بخشها پوست کند.
بخش, دسته
بخش پیادهنظام با احتیاط پیشروی کرد.
بخش, گروه
بخش زهی در هماهنگی کامل نواخت.
بخش, قسم
بخش تحقیقات بر انرژی تجدیدپذیر تمرکز دارد.
بخش, گروه
در مدرسه ما، هر پایه به چند بخش تقسیم میشود، با حدود بیست دانشآموز در هر بخش.
مقطع, بخش
مهندس مقطع استوانه را تحلیل کرد.
بخش, قطعه زمین
هر مزرعه یک بخش زمین را اشغال میکند.
*بخش
بخش دوم کنسرتو در گام مینور است.
فرم
آسیب به یک بخش میتواند صحافی را به خطر بیندازد.
تقسیم کردن, بخش کردن
سرآشپز تصمیم گرفت میوه را برای سالادی رنگارنگ تقسیم کند.
درخت واژگانی



























