دستور دادن
حق اظهارنظر
پند
خداحافظی,بدرود
*کوکتیل سازراک
پوست آوردن (زخم) • پوسته زخم
غلاف (شمشیر و خنجر)
پوسته پوسته,گال زده
اسکاچیا
هر یک از تعدادی ماهی از خانواده Carangidae,ماهی خانواده Carangidae
داربست اعدام,چوبه دار • داربست زدن,حمایت کردن
داربست
مقیاس پذیر, قابل گسترش
سوختگی (بر اثر مایع داغ یا بخار) • سوزاندن (با مایع داغ یا بخار)
شیر جوشیده
مقیاس • اندازه گرفتن
کاهش دادن
اندازه چیزی را کوچک کردن
خط کش مقیاس,خط کش اندازه گیری
افزایش دادن
مثلث مختلف الاضلاع
پیازچه
شانهگون • برش به شکل صدف,فرم دادن به شکل صدف
حاشیهدار با فرورفتگیهای گرد,کنگرهدار
*پرده موجی
کف سر • پوست سر کندن,کندن پوست سر
اسکراب کف سر
اسکالپل (تیغ جراحی)
دلال بلیط,اسکالپر
پانگولین,مورچه خوار پولک دار
کلاهبرداری • کلاهبرداری کردن
فرد کلاهبردار
*با عجله این طرف و آن طرف رفتن • فرار عجولانه,دویدن شتابزده
میگو اسکمپی
بررسی کردن • بررسی,بازرسی
شایعهپراکنی
روزنامه زرد
رسوایی
اسکاندورون,کبوتر اسکاندورون
اسکاندیناوی,کشورهای اسکاندیناوی
گیرنده اسکنر,اسکنر رادیویی
اندک • به ندرت تأمین کردن,با مقادیر محدود فراهم کردن
به مقدار اندک
کم,ناقص • شورت کوتاه,زیرپوش
سپر بلا
اسکافا,فرورفتگی دراز گوش که هلیکس و آنتی هلیکس را جدا می کند
کتف
جای زخم • اثر زخم گذاشتن
اصلاح جای زخم
سرگینچرخان
سوسک اسکارابئید,سوسک اسکارابئیدی
کمتر از حد کافی • به زحمت,به سختی
نایاب
به ندرت
کمیابی
ترساندن • ترس,وحشت
ترساندن
کسی را ترساندن
زهرهترک کردن
با ترس سر عقل آوردن
وحشتزده کردن کسی
زهرهترک کردن
کسی را تا سر حد مرگ ترساندن
مترسک
ترسیده
زهرهترکشده
ترسو,بزدل
ترسناک,پرندهران
شال • پیچیدن در یک شال,تزئین کردن با یک شال
با ولع خوردن,تند خوردن
سازماندهنده شال,نگهدارنده شال
حریصانه خوردن,زیاد خوردن
به طور ترسناک,به شکلی ترسناک
قرمز روشن,سرخابی • قرمز آتشی
مخملک
سنجاقک سرخ
فرار کردن,گریختن
زخمی,نشان دار
ترسناک
اسکات,بداههپردازی آوازی • فرار کردن,در رفتن
آسیب,خسارت • آسیب زدن,مجروح کردن
تند (انتقاد)
پراکنده کردن,پخش کردن • پراکندگی,پخش
نمودار پراکندگی,نمودار نقطهای
آدم حواس پرت,فراموشکار
گیج و حواسپرت
متفرق
بارش پراکنده,بارانهای کوتاه و سبک
*زبالهگردی کردن
لاشخور,زبالهخور
فیلمنامه
فیلمنامه نویس
صحنه
پسر صحنه,جوان آلترناتیو