جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مقیاس, میزان، معیار
مقیاس زمینلرزه آنقدر عظیم بود که در سراسر منطقه خسارات گستردهای به بار آورد.
پولک
پولکهای ماهی در نور خورشید میدرخشیدند در حالی که از آب بیرون میپرید.
ترازوی حمام نشان داد که او پس از رژیم غذایی و برنامه ورزشی خود چند پوند وزن کم کرده است.
گام (موسیقی)
گام دو ماژور از هفت نت تشکیل شده است، که با دو شروع میشود و از الگوی خاصی از فواصل پیروی میکند.
مقیاس, درجه بندی
شدت زلزه بر روی مقیاس ریشتر اندازهگیری شد.
مقیاس
در طراحی معماری، مقیاس عناصر نمای ساختمان باید با اندازه کلی سازه هماهنگ باشد.
پولک,براکته, a modified leaf or bract that covers and protects a bud or catkin
غنچهها توسط پولکهای محافظتی احاطه شدهاند.
مقیاس, درجهبندی
دماسنج یک مقیاس در درجه سانتیگراد دارد.
پولک, صفحه
تانک با یک پولک از صفحات فلزی تقویت شده است.
پولک, ورقه
متخصص پوست پوستهها را روی پوست سر بیمار معاینه میکند.
بالا رفتن, پشت سر گذاشتن
در مسابقه، شرکتکنندگان هدفشان بالا رفتن از دیوار عمودی در سریعترین زمان ممکن بود.
اندازه گرفتن, اندازه کردن
معمار با دقت نقشه را مقیاسبندی کرد تا مطمئن شود که در فضای موجود جای میگیرد.
وزن کردن, اندازه گیری کردن
آشپز از دستیار خواست که مواد را به دقت ترازو کند.
وزن کردن, ثبت وزن
مسابقه ماهیگیری از شرکتکنندگان میخواست که صیدهایی بیاورند که حداقل 2 پوند وزن داشته باشد.
پولک برداری کردن, حذف فلس
آشپز ماهرانه ماهی را پولکگیری کرد.
بالا رفتن, صعود کردن
پس از یک صعود چالشبرانگیز، کوهنوردان سرانجام به قله کوه صعود کردند.
بالا رفتن, فتح کردن
ارتش در طول محاصره تلاش کرد تا دیوارهای قلعه را بالا برود.
درخت واژگانی



























