خردمندانه,با بینش عمیق
یک حرامزاده شل,یک کثافت افتاده
پرندهی سکرتاری,ساژیتاریوس سرپنتاریوس
صحرای بزرگ آفریقا
صحن
سای,سلاح سنتی هنرهای رزمی با یک میله فلزی و دو شاخه که در کاراته استفاده میشود
سوسیس تایلندی
مذکور,اشاره شده
کل سکایی
سایگا تاتاریکا,آهوی سایگا
قایقرانی کردن • یک سفر دریایی,یک قایقرانی
به سادگی موفق شدن (در انجام کاری یا به دست آوردن چیزی)
تخته بادبانی,ویندسرف
قایق بادبانی,کشتی بادبانی
قایقرانی (سرگرمی)
قایق بادبانی,کشتی بادبانی کوچک
مسابقه قایقرانی,رگاتا
کشتی بادبانی
ملوان
لباس ملوانی بچگانه
سایمیری سیورئوس,میمون سنجابی
قدیس,الگو • تقدیس کردن,به عنوان مقدس گرامی داشتن
سنت نیکلاس,نیکلاس میرا
روز ولنتاین,روز عشق
مقدس,فرشته مانند
فرشته مانند,قدیس مانند
قدیسی,فرشتهوار
دلیل,علت
*بالابان (پرنده)
ساکی (میمون)
هرزه
سالاد
کاسه سالاد,ظرف سالاد
توت روباهی
سس سالاد
ایام خامی و جوانی
اجتنابکننده از سالاد,فراری از سالاد
سس سالاد
*چنگال سالادخوری
سبزیجات سالاد,برگهای سبز برای سالاد
*سبزیجات خام
*سالاد نیسوآز
روغن سالاد,روغن برای سالاد
*بشقاب سالادخوری
سمندر
سالامی
حقوق و دستمزد
افزایش حقوق,اضافه حقوق
صلات,نماز اسلامی
فروش
*ثعلب
سدیم بیکربنات,جوش شیرین
سالرز
میزان فروش
فروشنده
غرفه فروش,دکه فروش
بخش فروش
نماینده فروش
فروشنده
فروشنده زن,دختر فروشنده
فروشنده زن,دختر فروش
فروشنده (مرد)
فروشنده
فروشنده زن,بازرگان زن
برجسته • برآمدگی,پیشآمدگی
محلول سالین,محلول فیزیولوژیک • نمکدار
زبانهای سالیش
بزاق
غده بزاقی,غده بزاق
آب دهان ترشح کردن,آب دهان راه افتادن
زرد و رنگپریده (بر اثر بیماری) • بید بزی,بید سبدی • زرد کردن,رنگ پریده کردن
طنز,لطیفه
دروازه زندان
سالماسی,فردی با اندام تناسلی مختلط
سالمانازار,بطری سالمانازار
سالمون • رنگ سالمون,نارنجی مایل به صورتی
صورتی سالمون,سالمون • قزلآلایی
*سالمون با سس تارتار
تمشک سرخ جنگلی
*سوپ سالمورژو
سالن (زیبایی)
موسیقی سالن,موسیقی اجتماعی
*میخانه
سالپیکون,مخلوط خرد شده
التهاب لوله فالوپ
سس سالسا
موسیقی سالسا
*شنگ
نمک • نمک زدن • تلخ,تند
ذخیره کردن,پس انداز کردن
دشت نمک,نمکزار
آدمی شریف و صادق
نمکدان
قاشق نمک
کامیون نمک,وسیله نقلیه پخش نمک
*نمکسود شده
*رژیم حذف نمک
نوعی نان گندم سفید که با نمک تولید میشود