جایگزینی نما
سوبسترا,ماده پایه
زبان زیرلایه,زبان با نفوذ کمتر
زیرلایه,تأثیر زبانی
زیربنا
شامل کردن,در بر گرفتن
زیرسطحی,زیرزمینی
(هندسه) در مقابل قرار گرفتن
طفره
نهفته
ادبیات جهان زیر زمین
زیرنویس کردن,افزودن زیرنویس • عنوان دوم
زیرنویسدار
نامحسوس
ظرافت,نازکی
بهطور نامحسوسی
تفریق کردن
تفریق
کاسته
*زیرتبار
مناطق نیمهگرمسیری
سابتوییت کردن,توییت غیرمستقیم زدن
حومه
حومهشهری
منطقه حومه شهر,منطقه مسکونی در حاشیه شهر
ساکنان حومه شهر,فرهنگ حومه نشینی
تغییر (باور قدیمی)
خرابکار,شورشی • برانداز (حکومت)
سرنگون کردن (حاکمیت)
مترو
ایستگاه مترو
سیستم حملونقل عمومی مترو
موفق شدن
متعاقب
موفقیت
نمونه موفق
موفق
با موفقیت
توالی,ترتیب
متوالی
متوالی, پشت سر هم
جانشین
مختصر
به طور خلاصه
یاری • کمک کردن,یاری رساندن
سالاد ساکوتاش
گیاه آبدار,آبدار • آبدار
گردن نهادن
خیلی,چنان • بسیار • چنین,تا این حد • چنین,مانند این
عجب دردسری!
برای مثال
به طوری که,چنانکه
فلان,چنان و چنان
مشابه,از این دست
مکیدن • مکیدن,کشیدن
مکیدن,جذب کردن
چاپلوسی کردن
اندام مکنده
مشت غیرمنتظره,ضربه ناگهانی • ضربه زدن غافلگیرانه,مشت زدن ناگهانی
ماهی مکنده,رمورا
مکیدن,کشیدن
ماهی مکنده,رمورا
شیر دادن به نوزاد
مکیدن,شیردهی
*سوکرالوز
*ساکارز
مکش,خلاء • مکیدن,مکش کردن
بالابر مکنده
لیپکتومی با مکش,لیپوساکشن
پد مکش,دیسک مکش
عرق کردن,تعریق کردن
ناگهانی
سندرم مرگ ناگهانی نوزاد
ناگهان
سودوکو
عرق,تعریق
کف,کف صابون • کف کردن,حباب درست کردن
از کسی شکایت کردن
شکایت مالی سنگین کردن
سوئد,پارچه شبیه سوئد
پارچه جیر
دستکش جیر
چرم جیر
پیه
رنج کشیدن
با نادانها مدارا کردن
قابل تحمل,تحمل پذیر
طاقت (درد یا سختی)
بیمار
عذاب • رنجور,غمگین
کفایت کردن
تعیین کننده کفایت,نشانگر کفایت
کافی
به اندازه کافی
پسوند • پسوند اضافه کردن,پسوند زدن