سختکوش
با دقت,با تلاش
مطالعه • درس خواندن
گروه مطالعه,گروه کار
راهنمای مطالعاتی
سالن مطالعه,مطالعه تحت نظارت
فرجه امتحانات
مطالعه,یادگیری
چیزهای دیگر • چپاندن,با زور وارد کردن
پر از
عروسک نرم و پشمالو
تخم مرغ پر شده
دلمه,برگ مو پر شده
قارچ شکمپر
مغرور و رسمی
عروسک نرم و پشمالو
مایه شکمپر
سختگیر,رسمی
دوست دختر,معشوقه
بیهوده جلوه دادن
تلوتلو خوردن • لغزش,پاشنهخوردن
تصادفی به کسی یا چیزی برخوردن
آدم بی دست و پا,ناشی
لرزان,مردد
مانع
کنده درخت,باقیمانده تنه • گیج کردن
سخنرانی تکراری انتخاباتی
از روی نارضایتی پول چیزی را دادن
کمپین انتخاباتی,تور سخنرانیهای سیاسی
گلدوزی سهبعدی
کوتاه و کلفت,تنومند
گیج کردن
تفنگ الکتروشوک,تفنگ برقی
عصبانی,خشمگین
بهت زده
آدم جذاب (بهخصوص زن)
خیرهکننده
به طور خیره کننده,به شکلی زیبا
ترفند • کند کردن,مانع شدن
بدلکار (زن)
کوتوله,عقبمانده
بدلکار (مرد)
استوپا,چورتن
حیرت,گیجی
(با یک ضربه) گیج کردن
حیرتآور
غولآسا
احمق • احمق,نادان
احمق,نادان
از روی حماقت
بیهوشی,کرختی
محکم,قوی
قوی
ماهی خاویار
یک سرده از پرندگان گنجشکسان شامل چمنزارها,یک جنس از پرندگان آوازخوان شامل استورنلاها
Sturnidae (مرغهای سخنگوی جهان قدیم)
لکنت زبان داشتن,تپق زدن • لکنت زبان,تپق زدن
لکنت زبان,تپق زدن
اشتوتگارت,شهری در جنوب غربی آلمان که به خاطر معماری نوآورانه اش معروف است
خوکدانی
استیژی,تاریک
سبک • به سبک خاصی طراحی کردن
تغییر سبک,تنوع سبکی
بیکلاس
استیلت,سوزن
حالتدهی (مو)
صندلی آرایشگری
شیکپوش
بهشکل شکیل
شیکپوشی
آرایشگر
سبکی (هنری یا ادبی)
از نظر سبکی,به شیوه ای سبک شناسانه
سبکدار,هنری
روپی
استیلوفون
استیلواستیکسیس,طب سوزنی
قلم لمسی
مانع شدن
استوکس
ترغیب
ظریف,جذاب
جایگزین شدن,تعویض کردن • زیردریایی,کشتی غوطهور
برش زیر اولیه,بخش ثانویه گوشت
sub-rosa,محرمانه • محرمانه,پنهانی
زیر صحرای آفریقا,صحرای جنوبی
زیر صفر
کمی ترش
نیمهآبزی
زیر آبی,آبزی
فضای زیر عنکبوتیه,ناحیه زیر عنکبوتیه
ساباتون,ماراتن اشتراک
زیراتمی,فرااتمی
*زیررده
تبصره
شریان زیرترقوهای
ورید زیرترقوهای,سیاهرگ زیرترقوه
زیرکمیته,زیرکمیسیون