خط کش محاسبه,مدرج لغاريتمي
سر زدن,گذشتن
لاکپشت لغزنده
راه سراشیبی,کانال شیبدار
گونیای تاشو
سرسره,اسلاید
درب کشویی
پازل لغزنده,معمای لغزنده
پنجره کشویی,پنجره متحرک
اندک • به کسی بیاحترامی کردن • توهین,بی اعتنایی
کمی
ظریف • لاغر شدن,کم کردن وزن
وزن کم کردن
لاغر و خوشاندام,باریک و خوش فرم
متناسب
شلوار جذب
کمر باریک,لاغر اندام
پوشیده از ماده لغزنده,آغشته به ماده چسبناک
چهره لجن,صورت زننده
نازک,ظریف
لاغری,نازکی
لیز,لغزنده
پرتاب کردن با فلاخن,پرتاب کردن • آویز دست طبی
کفش پشتباز پاشنهدار
خزیدن,حرکت کردن به آرامی
جذب • *اسلینکی
اسلیوتار,توپ هورلینگ
یواشکی رفتن • اشتباه اجتماعی,لغزش
سرسره آبی,لغزنده آبی
کسی را چیزخور کردن
مخفیانه جایی را ترک کردن
به سرعت گذشتن,بدون توجه گذشتن
از یاد رفتن
لغزش شنوایی
لغزش زبانی
از جایی مخفیانه خارج شدن
تن کردن
از دهان پریدن
لباس در آوردن
رمپ ورودی یا خروجی بزرگراه
از دست دادن (فرصت)
از حمایت جا ماندن
اشتباه کردن
انبر مفصلی
لباس یا کفش بدونبند
اشتباه
جعبه کتاب
لغزش,سرخوردن
فتق دیسک بینمهرهای
دمپایی روفرشی
لغزنده
بسیار حیلهگر
ریلغزان,خط آهن لغزنده
لبه پرتگاه
علامت هشدار لغزنده بودن هنگام خیسی,تابلو هشدار زمین لغزنده در هنگام خیسی
لغزنده,صاف
لاابالی
انگوب
راهرو کشتی,سکوی کشتی
بریدن به صورت نوارهای باریک,شکافتن • شکاف,درز
عکاسی شکافی
خزیدن
لغزنده,سر
تراشه,ورقه نازک • به تراشه ها یا تکه های نازک شکسته شدن,به نوارهای نازک تقسیم شدن
*اسلیوویتز
آدم کثیف,تنبل
آب دهان,بزاق • آب دهان ریختن,بیش از حد آب دهان ریختن
آلو بخارائی
سخت و مداوم کار کردن
شعار
ریختن,سرازیر کردن • خوراک خیس خوک,مخلوطی از زبالههای آشپزخانه و آب یا شیر بدون چربی یا ترش
شیب کوه یا تپه • شیب داشتن,کج شدن
شیب دار,مایل
اسلوپ استایل,سبک آزاد
شیب دار,مایل
سقف شیبدار,بام شیبدار
شیار شیبدار,کانال شیبدار
چیلیچیزبرگر
بی دقتی,سریع و بی توجه
راحتی و گشاد (لباس)
اسلاپی جو (ساندویچ)
لباسفروشی ارزان قیمت
پاشیدن,ریختن
*مست
شیار,موقعیت • جا دادن,اختصاص دادن
ماشین اسلات,ماشین مسابقه مینیاتوری
دستگاه قمار سکهای
گیرنده اسلات,گیرنده در موقعیت اسلات
تنبل (جانورشناسی)
*خرس تنبل
تنبل
کفگیر
خم شدن • حالت خمیده,وضعیت قوز کرده
خمیده
(پوست، پر، مو و...) افتادن • پوست اندازی,پوست ریخته شده
گلی,آبدار
زبان اسلواکی
جمهوری اسلواکی