متکبرانه
اکانت اسمرف,حساب جایگزین بازیکن باتجربه
اسمورفینگ,عمل اسمورف
پورنوگرافی,ادبیات اروتیک • آلوده کردن به سیاهک,مبتلا کردن به سیاهک
کثیف,آلوده به دوده
صحافی از طریق چین
میانوعده • *سبک خوردن
حمله میان وعده,هوس ناگهانی خوردن تنقلات
بوفه
تیتاپ
کاونتر اسنک,اسنک بار
*میانوعده
ساندویچساز
مسئله • گیر کردن,گرفتار شدن
حلزون • جمع آوری حلزون,ذخیره حلزون
پست معمولی
چنگال حلزون
بسیار کند
بسیار کند
مار • مارپیچ شدن,پیچیدن
افسونگر مار,مارگیر
افسون مار,جذبه مار
رقص آیینی تقلید حرکت مار
پیچ چشم ماری
چشم مار,دو یک
مارِ خوشخطوخال
گزش مار,گزش مار سمی
ماروپله
منفجر شدن,از کوره در رفتن • دکمه قابلمهای
دکمه فشاری,قفل کلیکی
خط گچی,طناب گچی
موسیقی اسنپ,snap music
به خود آمدن
نخودفرنگی شکری
زودتر از دیگران چیزی را به دست آوردن
نخ گچی,خط گچی
سرخوماهی
احمق,نادان
سوسک بهار
*لاکپشتان گازگیر
زودرنج,عصبی
تندمزاج
عکاسی آنی
دام,تله • به دام انداختن,گرفتن
طبل کوچک
دزدیدن,ربودن
نظر طعنهآمیز,گفتار طنزآمیز
*دندان نشان دادن و غریدن (سگ و گرگ) • غرش
قاپیدن,گرفتن • گرفتن,چنگ زدن
لحظه آخر بردن
عالی,جذاب
رباینده,آدم ربا
شیک,جذاب
یواشکی حرکت کردن • جاسوس,informant • پنهانی,محتاط
مخفیانه گریختن
به آرامی وارد کردن,بدون جلب توجه معرفی کردن
فرار کردن,به آرامی خارج شدن
دزد مخفی,جیب بر
دزدکی نزدیک شدن
کفش کتانی
اسنیکرهد,کلکسیونر کفش ورزشی
دزدکی,مکارانه
مخفیانه,پنهانی
کفش ورزشی,کفش اسپرت
مخفیانه,زیرک
ارتباط پنهانی,پیوند مخفی
پوزخند • پوزخند زدن
عطسه • عطسه کردن
عطسه,عطسه کردن
برش کوچک,شیار • برش دقیق زدن,ایجاد یک برش دقیق
خنده زیر لب,قهقهه زدن • خنده تمسخرآمیز,قهقهه بی احترام
کوکی دارچینی
کنایهآمیز
بو کشیدن • بوییدن,استنشاق
کنجکاوی کردن,تحقیق کردن
کاوش کردن,بوییدن اطراف
بوکش,مشتام
سگ بویاب,سگ کشف
گیلاس برندی
خنده زورکی,مسخره کردن • خنده تمسخرآمیز,خنده بی احترام
اسنیگلت,کلمه ساخته شده بازیگوشانه
تکه,بریده • بریدن,چیدن
پاشلک • حمله کردن با سخن، انتقاد کردن
تکتیرانداز
قیچی آهنبری
جاسوس,خبرچین • لو دادن,جاسوسی کردن
جاسوس,خبرچین
ناله,شیون • ناله کردن,فین فین کردن
بستنی زمستانی
مغرور,متکبر
مغرور,متکبر
اسنوک,باراکودای کیپ
کسی را با اشتیاق بوسیدن
سیاستمدار فرصتطلب بیاصل,فرصتطلب بیاخلاق
گرمکن گردن
اسنوکر (نوعی بازی شبیه بیلیارد) • مسدود کردن,قرار دادن در اسنوکر
میز اسنوکر
جاسوسی کردن,کنجکاوی کردن • جاسوس,فضول
اسنوپی,بیگل خیالی در کمیک استریپ طراحی شده توسط چارلز شولتز • فضول,کنجکاو