خفه کردن,عدم دسترسی به هوا
خفگی,خفه شدن
حق رأی
طرفدار حق رأی (برای زنان)
اشباع کردن
صوفی • صوفی, مربوط به تصوف
شکر • با شکر شیرین کردن
*الکل قند
*مورچه شکری
*شکر سیب
شیرین بچه,شوگر بیبی
*چغندر قند
*جاشکری
آبنبات
نیشکر
*کوکی شکری
*قند
بابا قندی,شکر پاپا
*قند
مامان شکری,مادر شیرین
کاغذ رنگی,مقوای رنگی
نخود فرنگی شیرین,نخود سبز با غلاف های خوراکی صاف
*نخودفرنگی سبز
قاشق شکر
شربت شکر
قندگیر
بدونشکر
توت قندی,sugarberry
زیبا جلوه دادن,شیرین کردن
شکردار,پوشیده از شکر
آبنبات شکری
شیرین
پیشنهاد کردن
پیشنهاد
پیشنهادی,اشارهای
*سحری
منجر به خودکشی
خودکشی • خودکشی کردن,به زندگی خود پایان دادن
کتشلوار • به کسی آمدن (لباس)
کاملاً باب میل کسی بودن
برای هر بودجهای مناسب بودن
کت و شلوار,دست لباس
لباس پوشیدن,پوشیدن لباس
مناسب
به طور مناسب,به شکل شایسته
چمدان
سوئیت
مناسب,متناسب
با کت و شلوار رسمی و شیک
سوجبی (نوعی سوپ کرهای)
قاشق و چاپستیک کرهای
معماری خانه چای ژاپنی
*سوکییاکی (خوراک ژاپنی)
مسواک مخصوص فضای بین دندانها و زیر خط لثه
شیار,فرورفتگی
شیار جانبی مغز,شکاف سیلویوس
گوگرد زدن,با گوگرد درمان کردن
پروانه گوگردی,پیریده
دی اکسید گوگرد
قهر کردن,به هم ریختن • نق زدن,قهر
سولکی,کالسکه سبک مسابقهای • عبوس
عبوس
آبروریزی کردن
*طوطیکاکلی گوگردی
سلطان,حاکم
انگور سبز بیدانه
هیجانانگیز (از نظر جنسی)
مبلغ • جمع کردن,محاسبه مجموع
فراتر از جمع اجزایش
خلاصه کردن
خلاصه,چکیده
*سماق
سماق,سماق (درختچه یا درخت از جنس Rhus)
جوهر ژاپنی
با عالیترین درجه (شاگرد اول) • با بالاترین افتخار; با بالاترین تمایز تحصیلی
به طور خلاصه,بدون تاخیر
خلاصه کردن
خلاصه • خلاصه,مختصر
جمع کردن,تعیین مجموع
خلاصه,خلاصه نهایی
تابستان • تابستان را گذراندن,تابستان گذراندن
اردوگاه تابستانی
المپیک تابستانی,المپیک تابستان
پودینگ سامر
سالاد تابستانه
مدرسه تابستانی
انقلاب تابستانی
تئاتر تابستانی
خانه تابستانی,کلبه تابستانی
تابستان,فصل تابستان
تابستانی,مربوط به تابستان
جمعبندی جریان دعوی
قله • به قله رسیدن,صعود کردن
فراخواندن,احضار کردن
به یاد آوردن
احضاریه,فراخوان دادگاه • فراخواندن,احضار کردن