جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Suitcase
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
suitcases
مثالها
She always puts a colorful tag on her suitcase to easily identify it at baggage claim.
او همیشه یک برچسب رنگی روی چمدان خود میگذارد تا به راحتی آن را در قسمت تحویل بار شناسایی کند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
suitcase
suit
case



























