scientificscrape by
از 69
scientificscrape by
scientific[adj]

علمی

scientific calculator[n]

ماشین حساب علمی,حسابگر علمی

scientific discipline[n]

رشته علمی

scientific journal[n]

ژورنال علمی

scientific notation[n]

نماد علمی,نوشتار علمی

scientific paper[n]

مقاله علمی

scientifically[adv]

از نظر علمی

scientist[n]

دانشمند

scintilla[n]

جرقه

scintillant[adj]

درخشنده, پرنور

scintillating[adj]

جرقه‌زننده

scion[n]

فرزند,نسل

scirrhous carcinoma[n]

کارسینوم اسکیروس,سرطان سخت

scissor kick[n]

ضربه قیچی,لگد قیچی

scissor lift[n]

سکوی بالابر تاشو

scissors[n]

قیچی

sclera[n]

صلبیه,سفیدی چشم

scleroderma[n]

اسکلرودرما,جنس قارچ های سمی با بدن های میوه ای سخت پوست: قارچ های دنبلان کاذب

sclerotic[adj]

سخت شونده

sclerotic coat[n]

لایه اسکلروتیک,پوشش سفید و سخت خارجی چشم

scobberlotcher[n]

تنبل,کاهل

scoff[v][n]

تمسخر کردن • توهین,مسخره کردن

scoffingly[adv]

با تمسخر,با تحقیر

scold[v][n]

سرزنش کردن • نق زن,عیبجو

scoliosis[n]

کژپشتی

scollop[n][v]

اسکالوپ,صدف دریایی • به شکل صدف درآوردن,به شکل صدف بریدن

scolopax[n]

وودکاک,اسکولوپاکس

scone[n]

اسکون (نوعی نان یا کیک)

scoober[n]

نوعی پرتاب در ورزش‌های دیسک پرنده که در آن دیسک به صورت وارونه با حرکتی بالای سر رها می‌شود,پرتاب اسکوبر، تکنیکی که در آن دیسک به صورت وارونه بالای سر پرتاب می‌شود

scooch[v]

چمباتمه زدن,کمی خم شدن

scoop[n][v]

قاشق,بخش • به دست آوردن اطلاعات انحصاری,پیشی گرفتن

scoop out[v]

با قاشق بیرون آوردن,تراشیدن

scoop shovel[n]

بیل پارویی

scoop up[v]

جمع کردن,برداشتن

scooped[adj]

گرد و باز (یقه)

scoot[v]

فرار کردن,به سرعت حرکت کردن

scoot over[v]

تکان خوردن,کنار رفتن

scooter[n]

موتورسیکلت اسکوتر

scoozie[n]

یک احمق,یک نادان

scopa[n]

اسکوپا,یک بازی کارت ایتالیایی که با یک دسته کارت استاندارد بازی می‌شود، جایی که بازیکنان با تطابق دادن مقادیر کارت‌های دست خود با کارت‌های خاص روی میز، هدف گرفتن آن کارت‌ها را دارند و برای ترکیب‌های کارت‌های گرفته شده امتیاز کسب می‌کنند

scope[n]

دامنه,حوزه

scope out[v]

بررسی کردن

scorch[v][n]

سوزاندن,خشک کردن • سوختگی,اثر سوختگی

scorcher[n]

ضربه محکم,ضربه سخت

scorching[adj]

سوزان

scorching hot[phrase]

داغ و سوزان

score[n][v]

امتیاز • امتیاز کسب کردن

score off[v]

رو کم کردن

score out[v]

پاک کردن,حذف کردن

score pad[n]

دفترچه امتیاز,برگه امتیاز

score points[phrase]

خود را باهوش‌تر (از دیگری) نشان دادن

scoreboard[n]

تابلوی امتیاز (در زمین مسابقه)

scorecard[n]

کارت امتیاز,کارت نمره

scored tablet[n]

قرص خط دار,قرص قابل تقسیم

scoreless[adj]

بی امتیاز,بدون گل

scorn[n][v]

تحقیر • تحقیر کردن

scornful[adj]

اهانت‌آمیز

scorpion[n]

عقرب

scorpion fly[n]

مگم عقرب,پانورپا

scorzonera[n]

شنگ‌اسبی

scorzonera hispanica[n]

اسکورزونرا هیسپانیکا,سالسیف سیاه

scot[n]

آدم اسکاتلندی

scotch[n][v][adj]

*ویسکی اسکاچ • برش کوچک ایجاد کردن,علامت گذاری با برش کوچک • اسکاتلندی,مربوط به اسکاتلند

scotch and soda[n]

اسکاچ و سودا,ویسکی مالت اسکاچ و سودای کلاب

scotch broth[n]

سوپ اسکاتلندی

scotch egg[n]

*تخم‌مرغ اسکاتلندی

scotch tape[n][v]

چسب نواری • چسباندن با نوار چسب,محکم کردن با نوار اسکاچ

scotia[n]

قالب مقعر باریک روی ستون‌

scotland[n]

اسکاتلند

scots[n][adj]

اسکاتس,گویش اسکاتلندی • اسکاتلندی,مربوط به اسکاتلند

scots gaelic[n]

گیلیک اسکاتلندی,اسکاتلندی گیلیک

scott free[phrase]
scottish[adj][n]

اسکاتلندی • لهجه اسکاتلندی

scottish deerhound[n]

سگ گوزن اسکاتلندی,سگ سلطنتی اسکاتلند

scottish fold[n]

گربه اسکاتیش فلد

scottish gaelic[n]

زبان محلی مردم اسکاتلند

scottish terrier[n]

سگ تریر اسکاتلندی

scoundrel[n]

آدم پست‌فطرت

scour[v][n]

ساییدن,تمیز کردن با سایش • مکان فرسوده,محل شسته شده

scourge[n][v]

شلاق • ویران کردن,تخریب کردن

scouring[n]

ساییدن,تمیز کردن با مالش

scouse[n]

اسکوز

scouser[n]

یک لیورپولی,یک اسکاوزر

scout[v][n]

کاوش کردن,پهلو گرفتن • پیشاهنگ,نگهبان

scowl[v][n]

اخم کردن • اخم

scrabble[n][v]

اسکربل (نوعی بازی واژه‌سازی) • *خراشیدن

scrag[n][v]

انتهای لاغر گردن گوساله,قسمت لاغر گردن گوساله • با طوق آهنی خفه کردن,خفه کردن با استفاده از یک طوق آهنی

scrage[v][n]

خراشیدن,پوست کندن • خراش,ساییدگی

scraggly[adj]

نامرتب,ژولیده

scraggy[adj]

لاغر,استخوانی

scram[v]

فرار کردن

scramble[v][n]

با شتاب حرکت کردن • هرج و مرج,مبارزه بی سازمان

scrambled[adj]

مخلوط,آشفته

scrambled eggs[n]

نیمرو هم‌زده

scrambler[n]

پارازیت‌انداز

scran[n]

غذا,خوراک

scrap[n][v]

تکه,خرده • دور انداختن,خلاص شدن از

scrapbook[n]

دفتر خاطرات مصور

scrape[v][n]

خراشیدن,ساییدن • صدای خراش,صدای ساییدن

scrape by[v]

فقط به اندازه مخارج ضروری پول داشتن

LanGeek
دانلود برنامه