علمی
ماشین حساب علمی,حسابگر علمی
رشته علمی
ژورنال علمی
نماد علمی,نوشتار علمی
مقاله علمی
از نظر علمی
دانشمند
جرقه
درخشنده, پرنور
جرقهزننده
فرزند,نسل
کارسینوم اسکیروس,سرطان سخت
ضربه قیچی,لگد قیچی
سکوی بالابر تاشو
قیچی
صلبیه,سفیدی چشم
اسکلرودرما,جنس قارچ های سمی با بدن های میوه ای سخت پوست: قارچ های دنبلان کاذب
سخت شونده
لایه اسکلروتیک,پوشش سفید و سخت خارجی چشم
تنبل,کاهل
تمسخر کردن • توهین,مسخره کردن
با تمسخر,با تحقیر
سرزنش کردن • نق زن,عیبجو
کژپشتی
اسکالوپ,صدف دریایی • به شکل صدف درآوردن,به شکل صدف بریدن
وودکاک,اسکولوپاکس
اسکون (نوعی نان یا کیک)
نوعی پرتاب در ورزشهای دیسک پرنده که در آن دیسک به صورت وارونه با حرکتی بالای سر رها میشود,پرتاب اسکوبر، تکنیکی که در آن دیسک به صورت وارونه بالای سر پرتاب میشود
چمباتمه زدن,کمی خم شدن
قاشق,بخش • به دست آوردن اطلاعات انحصاری,پیشی گرفتن
با قاشق بیرون آوردن,تراشیدن
بیل پارویی
جمع کردن,برداشتن
گرد و باز (یقه)
فرار کردن,به سرعت حرکت کردن
تکان خوردن,کنار رفتن
موتورسیکلت اسکوتر
یک احمق,یک نادان
اسکوپا,یک بازی کارت ایتالیایی که با یک دسته کارت استاندارد بازی میشود، جایی که بازیکنان با تطابق دادن مقادیر کارتهای دست خود با کارتهای خاص روی میز، هدف گرفتن آن کارتها را دارند و برای ترکیبهای کارتهای گرفته شده امتیاز کسب میکنند
دامنه,حوزه
بررسی کردن
سوزاندن,خشک کردن • سوختگی,اثر سوختگی
ضربه محکم,ضربه سخت
سوزان
داغ و سوزان
امتیاز • امتیاز کسب کردن
رو کم کردن
پاک کردن,حذف کردن
دفترچه امتیاز,برگه امتیاز
خود را باهوشتر (از دیگری) نشان دادن
تابلوی امتیاز (در زمین مسابقه)
کارت امتیاز,کارت نمره
قرص خط دار,قرص قابل تقسیم
بی امتیاز,بدون گل
تحقیر • تحقیر کردن
اهانتآمیز
عقرب
مگم عقرب,پانورپا
شنگاسبی
اسکورزونرا هیسپانیکا,سالسیف سیاه
آدم اسکاتلندی
*ویسکی اسکاچ • برش کوچک ایجاد کردن,علامت گذاری با برش کوچک • اسکاتلندی,مربوط به اسکاتلند
اسکاچ و سودا,ویسکی مالت اسکاچ و سودای کلاب
سوپ اسکاتلندی
*تخممرغ اسکاتلندی
چسب نواری • چسباندن با نوار چسب,محکم کردن با نوار اسکاچ
قالب مقعر باریک روی ستون
اسکاتلند
اسکاتس,گویش اسکاتلندی • اسکاتلندی,مربوط به اسکاتلند
گیلیک اسکاتلندی,اسکاتلندی گیلیک
اسکاتلندی • لهجه اسکاتلندی
سگ گوزن اسکاتلندی,سگ سلطنتی اسکاتلند
گربه اسکاتیش فلد
زبان محلی مردم اسکاتلند
سگ تریر اسکاتلندی
آدم پستفطرت
ساییدن,تمیز کردن با سایش • مکان فرسوده,محل شسته شده
شلاق • ویران کردن,تخریب کردن
ساییدن,تمیز کردن با مالش
اسکوز
یک لیورپولی,یک اسکاوزر
کاوش کردن,پهلو گرفتن • پیشاهنگ,نگهبان
اخم کردن • اخم
اسکربل (نوعی بازی واژهسازی) • *خراشیدن
انتهای لاغر گردن گوساله,قسمت لاغر گردن گوساله • با طوق آهنی خفه کردن,خفه کردن با استفاده از یک طوق آهنی
خراشیدن,پوست کندن • خراش,ساییدگی
نامرتب,ژولیده
لاغر,استخوانی
فرار کردن
با شتاب حرکت کردن • هرج و مرج,مبارزه بی سازمان
مخلوط,آشفته
نیمرو همزده
پارازیتانداز
غذا,خوراک
تکه,خرده • دور انداختن,خلاص شدن از
دفتر خاطرات مصور
خراشیدن,ساییدن • صدای خراش,صدای ساییدن
فقط به اندازه مخارج ضروری پول داشتن