ستون فقرات
ترسو,بی اراده
اسپینت
اسپینر,طعمه چرخان
نخریسی
جنی چرخنده,ماشین ریسندگی جنی
میله چرخشی,چوب اسپینینگ
فرفره,اسباب بازی چرخشی سنتی
چرخ ریسندگی
خاردار
دختر سنبالا
کوسه خاردار کوچک,کوسه سگ کوچک ساکن کف
خرچنگ خاردار,خرچنگ
موش خاردار
دایرهای حرکت کردن • مارپیچ,پیچ • مارپیچ
افت سریع داشتن
کهکشان مارپیچی,کهکشان حلزونی
دفترچه مارپیچ,نوت بوک مارپیچ
پیچ گوشتی رچت مارپیچ,پیچ گوشتی مارپیچی رچت دار
پله مارپیچ
سیمیشده
مارپیچ,پیچیده
مارپیچکن
مناره مخروطی (کلیسا)
روح,جان • الهام بخشیدن,تشویق کردن
تراز روح,تراز حباب
پر انرژی,پر جنب و جوش
با اشتیاق,با عزم
نوشیدنی های تقطیری, نوشیدنی های الکلی تقطیر شده
معنوی • موسیقی مذهبی
معنویت گرایی
روحانی,واسطه • معنویگرا
هنر معنوی
معنویت
معنوی,از نظر معنوی
*سرود دینی سیاهپوستان
اسپیرومتر
تف کردن,خلط انداختن • تف,بزاق
تف کردن,پرتاب کردن
استفراغ کردن
روی سیخ کباب کردن
کینهتوز
بدخواهانه,با کینه
کپی برابر اصل
پاشیدن,چکاندن • پاشیدن,چلپ چلوپ
بریزوبپاش کردن
پاشنده,پراکنده
پاشش,صدای انفجار پاششی • ریختن
فیلم خونآلود
شیب,سطح شیبدار • پخش کردن,گستردن • گسترده,باز
قاشق چنگالی
طحال
باشکوه
به طور عالی,با شکوه
شکوه,درخشش
طحالی • یک فرد زودرنج,یک فرد عصبانی
خم طحالی,انحنای طحال
آتل • آتل بستن,با آتل حمایت کردن
پاباز (ژیمناستیک) • تقسیم شدن • جداشده
تصمیم تقسیم شده,حکم تقسیم شده
موخوره
ارگاتیویته تقسیم شده,ارگاتیویته جدا شده
مته به خشخاش گذاشتن
مصدر گسسته
گروهی را به دلیل اختلاف نظر ترک کردن
کسر ثانیه,لحظه ای زودگذر
تست تقسیم شده,تست A/B
تقسیم کردن • تقسیم سهام,تجزیه سهام
چندسطحی (معماری)
لپه
صفحه تقسیمشده
پاره کننده,شکافنده
پتک تبری
گوه
اسپلوت,حالت کشیده
پاشیدن,ریختن
لکه,نقطه • لکه دار کردن,چکه زدن
اسراف,زیادهروی در خرج • خودنمایی کردن,لاف زدن
اسرافکار,ولخرج
خراب کردن,آسیب زدن • خاکبرداری,مواد زائد
لوس
لودهنده
هشدار لورفتن داستان
ناتوان در انتخاب (بهخاطر داشتن گزینههای زیاد)
پره,پره چرخ
شفاهی
بازی شفاهی
کلام
رنده گرد
سخنگو
سخنگو
سخنگوی زن
اسفنج دریایی • پاک کردن با اسفنج,تمیز کردن با اسفنج
شستشو با اسفنج