street partystring quartette
از 69
street partystring quartette
street party[phrase]

جشن خیابانی

street people[n]

بی خانمان ها,مردم خیابان

street pole banner[n]

بنر تیر چراغ برق,تابلو تیر چراغ برق

street running train[n]

قطار در حال حرکت در خیابان,قطار شهری که جاده را با ترافیک تقسیم می کند

street sign[n]

تابلو

street singer[n]

هنرمند خیابانی

street skateboarding[n]

اسکیت بردینگ خیابانی,اسکیت بردینگ شهری

street smarts[n]

تجربه کوچه‌خیابان

street sweeper[n]

جاروب کش خیابان,کارگر نظافت

street theater[n]

تئاتر خیابانی

street-legal vehicle[n]

وسیله نقلیه خیابانی قانونی,وسیله نقلیه ای که الزامات قانونی برای استفاده در جاده های عمومی را دارد

street-level[adj]
streetcar[n]

تراموا,ترام

streetlight[n]

تیر چراغ برق

streetwear[n]

لباس استریت استایل

strength[n]

قدرت

strengthen[v]

تقویت کردن

strenuous[adj]

مصمم و پر‌انرژی

strenuously[adv]

به شدت,با تلاش فراوان

streptomycin[n]

استرپتومایسین

streptopelia turtur[n]

کبوتر جنگلی اروپایی,استرپتوپلیا تورتر

stress[n][v]

اضطراب • تأکید کردن

stress fracture[n]

شکستگی ناشی از فشار

stress hormone[n]
stress mark[n]

نشانه تکیه (آواشناسی)

stress out[phrase]

به کسی استرس وارد کردن

stress-free[adj]

بدون استرس,آرام

stress-timed language[n]

زبان زمان‌بندی شده با استرس,زبان با ریتم استرس

stressed[adj]

مضطرب

stressed-out[adj]

استرس زده,تحت فشار

stressful[adj]

پراسترس

stressify[v]

استرس‌زا کردن,پراسترس کردن

stretch[v][n][adj]

کش آوردن • کشیدگی • انعطاف‌ناپذیری

stretch arm no further than sleeve[phrase]

پای از گلیم خود درازتر نکردن

stretch away[v]

منطقه وسیعی را پوشش داد

stretch four[n]

چهار کششی,فوروارد قدرتی که می‌تواند از راه دور به طور موثر شوت بزند

stretch legs[phrase]

کمی قدم زدن

stretch legs according to the coverlet[phrase]

به اندازه جیب خود خرج کردن

stretch limousine[n]

لیموزین کشیده,لیموزین استرچ

stretch mark[n]

خط کشش,نشان کشش

stretch out[v]

کامل کشیدن

stretch pants[n]

شلوار کشی جذب

stretch the truth[phrase]
stretched[adj]

کشیده,تنیده

stretched canvas[n]

بوم کشیده شده,پارچه کشیده شده

stretcher[n]

برانکارد,نقاله

stretcher bar[n]

قاب بوم نقاشی

stretchy[adj]

کشی

streusel[n]

استروسل

strew[v]

پخش کردن,پراکندن

stria[n]

خط, نوار

striated[adj]

خط دار,شیاردار

stricken[adj]

دچار

strict[adj]

فرد سختگیر

strictly[adv]

اکیداً

strictness[n]

سختگیری

stricture[n]

توبیخ

stride[n][v]

گام • قدم‌های محکم و بلند برداشتن

stride jazz piano[n]

پیانوی جاز استراید,جاز استراید روی پیانو

stridency[n]

گوش‌خراشی

strident[adj]

گوش‌خراش

stridently[adv]

با صدای بلند و ناخوشایند,با قدرت

strife[n]

نزاع

strigil[n]

طرح تزئینی یک‌رشته موج‌دار

strike[v][n]

ضربه زدن • اعتصاب

strike a balance[phrase]

تعادل ایجاد کردن

strike a bargain[phrase]

به توافق دوجانبه رسیدن

strike a chord with[phrase]

به دل کسی نشستن

strike a deal[phrase]
strike a false note[phrase]
strike a note[phrase]

لحن خاصی داشتن

strike a pose[phrase]

ژست گرفتن

strike an attitude of[phrase]

ژستِ چیزی گرفتن

strike as[phrase]
strike back[v]

تلافی کردن

strike gold[phrase]

به گنج رسیدن

strike home[phrase]
strike it rich[phrase]

یک‌شبه پولدار شدن

strike lucky[phrase]

در چیز خاصی بسیار خوش‌شانسی آوردن

strike out[v][n]

از لیست حذف کردن • کرم دریایی بخش‌بندی شده با بدن قرمز روشن؛ اغلب به عنوان طعمه استفاده می‌شود,کرم دریایی قرمز مورد استفاده به عنوان طعمه

strike rate[n]

نرخ ضربه,میزان استرایک

strike up[v]

شروع کردن

strike while the iron is hot[phrase]

تا تنور داغ است نان را چسباندن

strikeout[n]

استرایک اوت,اوت با سه استرایک

striker[n]

مهاجم,بازیکن حمله

striking[adj][n]

بسیار جذاب • ضربه

strikingly[adv]

به طور چشمگیر,به روشی قابل توجه

strimmer[n]

چمن‌زن دستی

string[n][v]

نخ,طناب • رشته کردن,چیدن

string along[v]

دنبال کردن,همراهی کردن

string art[n]

هنر طراحی با نخ

string bass[n]

باس زهی,بزرگ‌ترین و بم‌ترین عضو خانواده ویولن

string cheese[n]

پنیر رشته‌ای

string instrument[n]

ساز زهی

string lighting[n]

روشنایی رشته ای,چراغ های رشته ای

string lights[n]

چراغ های زنجیره ای,چراغ های تزئینی

string out[v]

ردیف کردن,گستردن

string pattern[n]

الگوی رشته,پیکربندی رشته

string quartet[n]

*نوازندگان زهی چهارگانه

string quartette[n]

کوارتت زهی,گروه چهارنفره متشکل از دو ویولن، یک ویولا و یک ویولن سل

LanGeek
دانلود برنامه