جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کش آوردن
او تصمیم گرفت پارچه را قبل از دوخت بکشد تا مطمئن شود که به درستی اندازه میشود.
کشوقوس دادن, حرکت کششی انجام دادن
هر صبح، او روزش را با یک سری حرکات یوگا شروع میکند تا بدنش را کش دهد و انعطاف پذیری را بهبود بخشد.
کش آمدن, گشاد شدن
بعد از شستن ژاکت در آب گرم، شروع به کشیده شدن کرد، گشادتر و راحتتر برای پوشیدن شد.
وسعت داشتن
مزارع گندم برای مایلها در سراسر روستا کشیده شدهاند.
مبالغه کردن
تیم بازاریابی تصمیم گرفت حقیقت را در تبلیغات خود بکشد، ادعاهای اغراقآمیز مطرح کند.
کشیدن
ژیمناست باند الاستیک را کشید قبل از اینکه روال خود را شروع کند.
حرکت کششی انجام دادن
بعد از ساعتها نشستن پشت میز، او بلند شد و کشید.
کشش, به چالش کشیدن
این پروژه جدید واقعاً تواناییهای مرا به چالش میکشد.
کشیدگی
او پس از بیدار شدن یک کشش طولانی انجام داد.
تمرین کششی
مربی تیم را در یک کشش گرمکننده رهبری کرد.
مسیر مستقیم (در زمین مسابقه), بخشی از مسیر مسابقه که عاری از پیچ و خم است
بخش مستقیم آخر مسابقه چالشبرانگیزترین بود.
انعطافپذیری
پارچه دارای کشش عالی است.
مدت زمان
او مدت طولانی بدون وقفه کار کرد.
انعطافناپذیری
پارچه کشسان است، که امکان تناسب راحت را فراهم میکند.
درخت واژگانی



























