کپسول غواصی,سیلندر غواصی
غواصی اسکوبا کردن,انجام غواصی با دستگاه تنفس زیر آب خودکفا
با سرعت دویدن,شتاب کردن • حرکت سریع,دویدن سریع • برهنه,لخت
غیبتگو,پرحرف
درگیری,کشمکش • دعوا کردن,کشتی گرفتن
پیکرتراشی کردن
تراشیده
مجسمه سازی
مجسمهساز
برجستهکاری مجسمهسازی,برجستهکاری کمعمق
مجسمه • حکاکی کردن
کف,ناخالصیها • کف گیری کردن,پوست گرفتن
آدم عوضی
پست,زباله
چهره پست,صورت کثیف
پست,فرومایه
احمق,بیارزش
پست,نفرت انگیز
پسمانده,زباله
زهکش,سوراخ تخلیه آب • موجب شکست چیزی شدن
توهینآمیز
عجله کردن,با قدم های کوچک و سریع دویدن • یک حرکت سریع,یک دویدن عجولانه
اسکوربوت (بیماری ناشی از کمبود ویتامین ث) • پست,حقیر
تند دویدن • سطل زغال سنگ,جعبه زغال سنگ
پست,بیشرف
آدم کثیف,نفرتانگیز
پسمانده,پست
آدم کثیف,فرد منزجرکننده
کثیف,چرکین
تلویزیون اسدی
دریا
شقایق دریایی
حیوان دریایی
پرنده دریایی
کف دریا,کف اقیانوس
سیم دریایی,ماهی خانواده اسپارید
ناخدا
تغییر اساسی
موجود دریایی,حیوان دریایی
خیار دریایی
*عقاب دریایی
فیل دریایی,فک خرطوم دار
ماهی دریا
کف دریا,کف اقیانوس
سبز مایل به آبی • سبز دریایی
کرنب بری
توانایی حفظ تعادل در کشتی
کاهوی دریایی,اولوا
سطح دریا
شیر دریایی
سمور دریایی
قدرت دریایی,نیروی دریایی
غارتگر دریا,دزد دریایی
دزد دریایی,غارتگر دریا
نمک دریا,گل نمک
حلزون دریایی,سنگپشت دریایی
*مار دریایی
*عنکبوت دریایی
ستاره دریایی,ستارهسان
جلبک قهوه ای,لامیناریا
لاکپشت دریایی
توتیای دریایی
سبزآبی
بستر دریا
مرغ دریایی
ساحل,مناطق ساحلی
دریانوردی,کار ملوان • دریانوردی,دریایی
غذای دریایی
سس غذاهای دریایی,سس کوکتل
پرنده دریایی,مرغ دریایی
مرغ ماهیخوار
تقاطع T شکل,چهارراه T شکل
مدیر مرغ دریایی,مدیر سیگال
اسب دریایی
فک (جانورشناسی) • قرارداد بستن
قهوهای سیر
گور خود را کندن
مهر تأیید
مهر و موم کردن,ضد نشت کردن
نقش مهر,اسکریپت مهر
درزگیر,ماستیک
مهر و موم شده,محکم بسته شده
درز • به هم دوختن,دوختن
بشکاف
ملوان,دریانورد
دوخته شده,با درز
بی درز,روان
بیدرز,به راحتی
خیاط,دوزنده
خیاط
جلسه احضار ارواح
هواپیمای آبی,هواپیمای دوزیست
بندرگاه,اسکله
زلزله زیردریایی
خشک شدن,پژمرده شدن • خشک,پژمرده
جستجو • دنبال کسی یا چیزی گشتن