جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sporadically
01
بهصورت پراکنده, گاه و بیگاه
at irregular and unpredictable intervals of time
اطلاعات دستوری
مثالها
The old radio broadcasts sporadically, cutting in and out.
رادیوی قدیمی به صورت پراکنده پخش میکند، قطع و وصل میشود.
مثالها
Wildflowers grow sporadically across the desert.
گلهای وحشی به صورت پراکنده در سراسر بیابان رشد میکنند.



























