جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
حدود, حدوداً
رویداد حدود ساعت 7 بعد از ظهر شروع میشود.
کابین درختهایی دور تا دور داشت.
دور تا دور, اطراف
گزارشگران به سرعت دور هم جمع شدند.
اطراف, پیرامون
برای مایلها اطراف زمینهای باز وجود داشت.
اطراف, حوالی، در نزدیکی
آیا هنوز کسی اطراف هست؟
اطراف, نزدیک
آیا اطراف شارژری وجود دارد؟
او واقعاً به مردم اطرافش در آن زمان سخت نیاز داشت.
سگ دنبال دم خود دوید، دور دایرهها میدوید.
یکی از آنها عصبی به اطراف نگاه میکرد.
دور تا دور, به نوبت
او عکسها را دور داد.
او چرخید تا به او پاسخ دهد.
دوروبر, اطراف
مسیر برای مدتی مستقیم ادامه یافت، سپس به شدت به دور پیچید.
دور تا دور, برعکس
عکس به روش اشتباهی دور آویزان شده بود.
برعکس, در جهت مخالف
سرزنش کاملاً برعکس است.
دوروبر, اینجا و آنجا
مدتی طول کشید تا راهم را دوروبر پیدا کنم.
سر زدن, آمدن
بعداً برای قهوه بیا اینجا.
در طول سال, تمام سال
این منطقه در تمام طول سال توریست دارد در طول.
دور تا دور, همه جا
من اطراف درباره معلم پرسیدم.
آنها دور هم نشستند و هیچ کاری نکردند.
دور تا دور, از راه انحرافی
ما دور راندیم تا از منطقه ساخت و ساز اجتناب کنیم.
دور, محیط
درخت دور پنج پا دارد.
درختها به طور انبوه دور کلبه کوچک ایستاده بودند.
دور, اطراف
ماه به دور زمین میچرخد.
در اطراف, در مورد
تمام بحث حول مسئله تغییرات آب و هوایی دور میزد.
یک رستوران عالی دور بلوک وجود دارد.
آنها جایی در اطراف حومه شیکاگو زندگی میکنند.
دور تا دور, اطراف
کوهنوردان از اطراف درخت افتاده که مسیر را مسدود کرده بود، دور زدند.
دور زدن, اجتناب کردن
آنها یک خلاء قانونی برای دور زدن مقررات جدید پیدا کردند.
برخی از نوآورانهترین شرکتهای فناوری امروز در حال بازتعریف صنعت هستند.



























