جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sporadically
01
بهصورت پراکنده, گاه و بیگاه
at irregular and unpredictable intervals of time
مثالها
She checks her phone sporadically during work hours.
او به طور پراکنده تلفن خود را در ساعات کاری بررسی میکند.
مثالها
Protest signs appeared sporadically along the highway.
تابلوهای اعتراضی به صورت پراکنده در طول بزرگراه ظاهر شدند.



























