جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
substandard
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most substandard
شکل تفضیلی
more substandard
درجهپذیر
مثالها
His substandard performance in the exam led to a low grade.
عملکرد زیر استاندارد او در امتحان منجر به نمره پایین شد.
درخت واژگانی
substandard
standard



























