stan
stan
stæn
اِستَن
/stˈan/

تعریف و معنی "stan"در زبان انگلیسی

to stan
01

طرفدار پر و شور کسی یا چیزی بودن, به شکل وسواسی دوست داشتن

to be an intense or devoted fan of someone or something
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
stan
سوم‌شخص مفرد
stans
وجه وصفی حال
stanning
گذشته ساده
stanned
اسم مفعول
stanned
مثال‌ها
She stans every member of that group.
او استن هر عضو آن گروه است.
Stan
01

فناتیک, طرفدار وسواسی

a person obsessively devoted to a celebrity, franchise, or public figure
Disapproving
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
stans
مثال‌ها
Do n't be a stan and harass the actors online.
یک استن نباش و بازیگران را به صورت آنلاین آزار نده.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه