جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
surmisable
01
قابل استنباط, قابل حدس
inferred or guessed based on available evidence or reasoning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most surmisable
شکل تفضیلی
more surmisable
درجهپذیر
مثالها
Her feelings were surmisable from the way she reacted during the conversation.
احساسات او از نحوه واکنشش در طول گفتگو قابل حدس بود.
درخت واژگانی
surmisable
surmise



























