جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نازک, باریک
کاغذ نازک بود، که به نور اجازه میداد به راحتی عبور کند.
هنرمند از یک قلم موی نازک برای ایجاد خطوط نازک برای جزئیات پیچیده طراحی استفاده کرد.
موهای نازک او به آرامی در نسیم میرقصید و ویژگیهای ظریف او را آشکار میکرد.
رقیق, آبکی
سوپ قوام رقیقی داشت، بیشتر شبیه آبگوشت بود تا خورش.
ضعیف, غیرقابل قبول
سخنرانی سیاستمدار به دلیل ضعیف بودن مورد انتقاد قرار گرفت، هیچ راه حل واقعی برای مسائل پیش رو ارائه نکرد.
لاغر, نحیف
او لاغر اما قوی است، به لطف ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل.
نازک, تیز
صدای نازک ویولن قدیمی در سالن خالی طنین انداز شد، به سختی فضای را پر کرد.
ضعيف, مصنوعي
او به او یک لبخند نازک داد، احساسات واقعی خود را پشت نقاب ادب پنهان کرد.
همانطور که بالاتر از کوه صعود میکردند، هوا نازک شد و نفس کشیدن را برایشان دشوار کرد.
سبک, کم تراکم
مه نازک روی دریاچه به آنها اجازه داد تا ساحل مقابل را به وضوح ببینند.
نازک, سبک
او یک پلیور نازک پوشیده بود که به سختی سرما را در عصر پاییزی تند دور نگه میداشت.
فرسوده, نازک
شلوار جین مورد علاقه او در زانوها نازک بود و نشانههایی از پوشیدن مکرر را نشان میداد.
خواندن سند به دلیل چاپ نازک که در برخی جاها محو شده بود، دشوار بود.
او فقط میتوانست یک پرتو نور نازک را که از شکاف در میآمد ببیند.
شغلها در منطقه روستایی کم بود، که یافتن شغل پایدار را برای ساکنان دشوار میکرد.
نازک, باریک
سهام در یک بازار نازک معامله شد، که باعث نوسانات قابل توجه قیمت شد.
نازک, باریک
کوهنورد در مسیر نازک تقلا کرد، به دنبال نگهدارندههای کوچکی برای گرفتن میگشت.
کم کردن تراکم
آرایشگر موی مشتری خود را نازک کرد تا حجم اضافی را حذف کند و سبکتر و قابل مدیریتتری ایجاد کند.
نازک شدن, کم تراکم شدن
با گذشت زمان، پارچه پیراهن قدیمی شروع به نازک شدن کرد و سوراخهایی در آن ایجاد شد.
نازک کردن, لاغر کردن
آشپز از وردنه برای نازک کردن خمیر پوست پای استفاده کرد.
نازک شدن, کم ضخامت شدن
یخ روی برکه با آمدن هوای گرمتر شروع به نازک شدن کرد.
لاغر کردن, نازک کردن
با گنجاندن تمرینات غذاخوردن آگاهانه و روالهای ورزشی منظم، او به تدریج توده بدنی خود را لاغر کرد.
بازیگر مجبور شد برای نقش لاغر شود، چند پوند وزن کم کرد تا با ظاهر شخصیت مطابقت داشته باشد.
رقیق کردن, کم کردن
برای دستیابی به قوام مورد نظر، او آب اضافه کرد تا رنگ را رقیق کند.
زدن توپ با لبه جلویی چوب گلف, زدن از بالا
او ضربه نزدیک خود را نازک کرد، باعث شد توپ با سرعت از روی گرین عبور کند و به راف برود.
تنک کردن, کم کردن
کشاورز مجبور شد ردیفهای هویج را تنک کند تا مطمئن شود گیاهان باقیمانده فضای کافی برای رشد دارند.
کم شدن, تقسیم کردن
همانطور که شب پیش میرفت، جمعیت در کنسرت شروع به کم شدن کرد.
نازک, به صورت نازک
کاغذ نازک بریده شد تا اشکال ظریف اریگامی ایجاد شود.
نازک-, لاغر-
بچهها نازک پوشیده بودند، با وجود هوای سرد فقط پیراهنهای سبک به تن داشتند.
درخت واژگانی



























