جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تازه
او با موز تازه و بلوبری یک اسموتی درست کرد.
فرآوری نشده
سرآشپز اصرار داشت به جای گیاهان خشک از گیاهان تازه برای غذا استفاده کند.
او یک دیدگاه تازه به رویکرد حل مسئله تیم آورد.
آب شیرین دریاچه برای شنا و ماهیگیری عالی است.
ما برای لذت بردن از هوای تازه بعد از تمام روز در داخل خانه بودن، به پیادهروی رفتیم.
بعد از باران، هوا تازه شد، که آن را برای پیادهروی عالی کرد.
تازه, قوی
نسیم تازهای از اقیانوس وزید، ساحل را در اواخر بعدازظهر خنک کرد.
تازه
بعد از مسواک زدن، نفس تازهای داشتم که تمام صبح ادامه داشت.
تازه, نوشیدنی
لیموناد طعم تازهای داشت، به لیموهای فشرده و برگهای نعناع.
تازه, پر انرژی
طراح برای مجموعه بهاری رنگهای تازه مانند آبی آسمانی و سبز لیمویی را انتخاب کرد.
رنگ تازه صورت مدل با نور طبیعی در عکاسی تقویت شد.
تازه, جدید
من یک تکه کاغذ تازه برای یادداشت برداری در طول جلسه گرفتم.
تازه, تمیز
بعد از بازی، او یک دست لباس تازه از کیف ورزشی خود برداشت.
نقاشی هنرمند زیبایی یک کودک تازه را به تصویر کشید، پر از معصومیت و کنجکاوی.
با رئیس خود بیادب نباشید، وگرنه ممکن است شغل خود را از دست بدهید.
تازه, پر انرژی
پس از یک آخر هفته طولانی، او با احساس تازگی به کار بازگشت و آماده مقابله با چالشهای جدید بود.
تازه, جدید
من میخواهم مطالب را مرور کنم در حالی که هنوز در ذهنم تازه است.
تازه, جدید
او مشتاق بود تا اخبار تازه را از جلسه به اشتراک بگذارد.
تازه, تازه زایمان کرده
مزرعه لبنی چند گاو تازه دارد که پس از زایمان آماده دوشیدن هستند.
معرکه, محشر
آن آهنگ جدید باحال است؛ نمیتوانم گوش دادن به آن را متوقف کنم.
درخت واژگانی



























