جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دوم, دومین
این دومین تلاش او برای حل معماست.
دوم, انتخاب دوم
انتخاب دوم او برای دانشگاه هنوز پرستیژ داشت.
دوم, دیگر
من عاشق یک فنجان دیگر چای هستم.
ثانویه, تابع
رستوران فقط دوم است بعد از معروفی که در مرکز شهر است.
دوم, معاون
او به عنوان دومین افسر در کشتی باربری ارتقا یافت.
کمیته هر دو سهشنبه تشکیل جلسه میدهد.
دوم, مقام دوم
او در مسابقهی املا دوم شد.
دوم، مشابه
منتقدان او را شکسپیر دوم ادبیات مدرن نامیدند.
دوم, فرعی
او دومین ویولن را در ارکستر نواخت.
دوم, دنده دوم
او به دنده دوم تغییر داد در حالی که ماشین سرعت میگرفت.
دوم, شخص دوم
در انگلیسی، "you" یک ضمیر دوم شخص است.
او مسابقه را تنها با 22 ثانیه پیشی برد.
صبر کن، من در یک ثانیه آنجا خواهم بود.
ثانیه, ثانیه قوسی
تلسکوپ دارای وضوح 0.2 ثانیه قوسی است.
دوم, ثانیه
او دومین از چهار فرزند بود.
دوم, دوم در فرماندهی
او دومین فرد در فرماندهی در سفارت است.
دستیار, ثانیه
دستیار بوکسور بین راندها به او آب داد.
دوم, فاصله دوم
ملودی شامل چند ثانیه بزرگ است.
دوم گام به آکورد روشنی میافزاید.
دوم
او امسال در کلاس دوم است.
بخش دوم, ثانیه ها
کسی دومین قسمت را میخواهد؟
جنس زدهدار, کالای عیبدار
این حولهها درجه دو هستند، بنابراین نصف قیمت هستند.
آرد درجه دو, نان تهیه شده از آرد درجه دو
آنها در زمانهای سخت نان را از seconds پختند.
پیشنهاد پس از دومین تصویب شد.
دوم, در درجه دوم
اولاً، طرح پرهزینه است؛ ثانیاً، غیرعملی است.
دوم
او سخت تمرین کرد اما در فینال دوم شد.
دوم, در جایگاه دوم
توکیو دومین شهر پرجمعیت ژاپن است.
حمایت کردن, دوم
او از پیشنهاد تمدید مهلت حمایت میکند.
حمایت کردن, تایید کردن
بسیاری از دانشمندان این فرضیه را تأیید میکنند.
پشتیبانی کردن, کمک کردن
نیروهای عمومی ماهانه به مرز کمک میکنند.
موقتاً منصوب کردن, به طور موقت واگذار کردن
او به مدت شش ماه به بخش بازاریابی منتقل شد.
پشتیبانی کردن, کمک کردن
مربی او در هر مسابقه او را پشتیبانی میکند.
دنبال کردن, پس از آمدن
بهار بلافاصله پس از زمستان در نظم طبیعی میآید.
درخت واژگانی



























