جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هک کردن (رایانه), نفوذ کردن (به سیستم رایانهای)
هکرها ممکن است سعی کنند به حساب ایمیل شما نفوذ کنند تا پیامهای اسپم را به مخاطبین شما ارسال کنند.
با زور بریدن, تکه تکه کردن
سرآشپز تصمیم گرفت نارگیل را ببرد تا به آب خنک آن دسترسی پیدا کند.
اسبسواری کردن
هر آخر هفته، او از هک کردن در حومه شهر بر روی اسب محبوبش لذت میبرد.
زدن, ضربه زدن
جمعیت نارضایتی خود را ابراز کردند وقتی دیدند بازیکن عمداً حریف خود را روی بازو هک کرد.
لگد زدن به ساق پا, عمداً به ساق پا ضربه زدن
بازیکن ناامید حریف خود را هک کرد و به خاطر خطای عمدی کارت زرد دریافت کرد.
بریدن, تراشیدن
بعد از گم شدن در جنگل، مجبور شدند راه خود را از میان تاکهای ضخیم و زیرgrowth ببرند تا راه بازگشت را پیدا کنند.
سرفه کردن با صدای خشن, دچار حمله سرفه شدن
سرفه مداوم سیگاری باعث شد که او به طور غیرقابل کنترلی سرفه کند.
قطع کردن, کوتاه کردن
مجله زرد مصاحبه سلبریتی را هک کرد و به صورت انتخابی جملات را خارج از متن نقل کرد.
نویسنده یا خبرنگار سطح پایین
منتقد او را به عنوان یک نویسنده متوسط رد کرد.
اسب سواری
شهر برای سفر روزانه به یک اسب سواری محکم متکی بود.
هک
توسعهدهنده یک هک هوشمندانه ایجاد کرد تا باگ را در چند دقیقه برطرف کند.
اسب اجارهای
او یک اسب اجارهای اجاره کرد تا به شهر برود.
اسب پیر و ازکارافتاده
اسب خسته به آرامی در جاده راه میرفت.
تاکسی, ماشین کرایهای
او یک تاکسی را در خارج از ایستگاه متوقف کرد.
بیل, کلنگ
او با یک بیل سنگین در مزرعه کار کرد.
یک کارگر سختکوش, کسی که کارهای تکراری و خستهکننده انجام میدهد
کارآموز جدید احساس میکرد یک کارگر معمولی است، تمام روزش را صرف سازماندهی پروندههای بیپایان میکند.
کمدینی با شوخیهای تکراری
تماشاگران از جوکهای کمدین مبتذل ناله کردند.
یک سیاستمدار فاسد, یک عروسک خیمهشببازی سیاسی
رأیدهندگان به او به عنوان یک سیاستمدار فاسد اعتماد نداشتند.
ترفند, حقه
او به من یک ترفند عالی برای سازماندهی میز کارم نشان داد.
درخت واژگانی



























