جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او به بالا نگاه کرد و پرندهای را دید که بالای سرش نشسته بود.
آنها فردا به سمت شمال به سمت کلبه میروند.
بالا, به طبقه بالا
من دویدم بالا تا شارژر موبایلم را بیاورم.
یک ستاره جدید در شرق ظاهر شد.
او به سمت بالا به طرف پرده عقب نشینی کرد.
بالا, به سمت بالا
گل از خاک به بالا رویید.
استفراغ کردن, بالا آوردن
او بعد از سواری استفراغ کرد.
او قبل از رقصیدن موسیقی را بلند کرد.
جلو, بالا
تیم ما تا نیمهوقت دو امتیاز بالاتر بود.
به سوی, تا
سگ به سمت او دوید تا به او سلام کند.
به سوی, به طرف
او به سمت واشنگتن برای اجلاس رفت.
در دانشگاه, مشغول تحصیل
او در آکسفورد حقوق میخواند.
آماده, منظم
ما آزمایشگاه را آماده آزمایش کردیم.
کاملاً, به پایان
دیشب آن را تمام کردم.
شاد کردن, تقویت روحیه دادن
آن آهنگ همیشه من را خوشحال میکند.
عصبانی, ناراحت
کلمات تند او او را عصبانی کرد.
بالا, ایستاده
او بالا ایستاد و سخنرانی کرد.
بالا, بیدار
وقتی که من رسیدم او قبلاً بلند شده بود.
نصب شده, قابل مشاهده
اسم او بالا در لیست است.
خلاف, خلاف جریان
آنها خلاف جهت باد قایقرانی کردند تا موقعیت به دست آورند.
به سمت باد, در جهت باد
سکاندار برای تنظیم مسیر به سمت باد فشار داد.
آماده ضربه زدن, در جایگاه
او در اینینگ نهم آماده ضربه زدن بود.
ظاهر شدن, پدیدار شدن
پرونده گمشده در نهایت پیدا شد.
برای بحث, برای بررسی
مسئله در جلسه مطرح شد.
محکم, به طور ایمن
او کتش را محکم در مقابل باد دکمه کرد.
در انبار, ذخیره شده
آنها ذخیره در انبار تدارکات برای زمستان را گذاشتند.
متوقف کردن, ایستادن
او در چراغ قرمز توقف کرد.
مساوی, برابر
بازی با 15 up به دور نهایی میرود.
او از سر ناامیدی نامه را تکه تکه کرد.
او در یک شهر کوچک بزرگ شد., او در یک شهر کوچک پرورش یافت.
او در یک شهر کوچک بزرگ شد.
خالص, بدون یخ
ویسکیام را بدون یخ میخواهم، لطفاً.
افزایش دادن, شدت بخشیدن
او تصمیم گرفت شدت تمریناتش را بالا ببرد.
او از روی نیمکت بلند شد و کش آمد.
همه لیوانهایشان را برای نثار بالا بردند.
او به راحتی شرط را بیست دلار بالا برد.
ناپدید شدن, فرار کردن
او بلند شد و بدون اطلاع قبلی کارش را ترک کرد.
روی, در امتداد
او از نردبان بالا رفت تا چراغ را تعمیر کند.
(به سمت) بالا
گربه بالای درخت خوابید.
آنها در طول خیابان دست در دست هم راه رفتند.
در, در میان
او با عزم راسخ در ردههای سیاسی بالا رفت.
خلاف, خلاف جریان
قایق بادبانی با مهارت خلاف جهت باد حرکت کرد.
با, در میان
او بعد از شام خردهها را جمع کرد.
به سوی, به بالا
آنها اطلاعات را به سمت بالا در زنجیره تأمین ردیابی کردند.
ما آسانسور به بالا را به سمت آخرین طبقه گرفتیم.
بالا, برافراشته
تمام پنجرهها بالا هستند تا هوای تازه وارد شود.
تمام شده, پایان یافته
قرارداد او در ژوئن تمام میشود.
سرور بالاخره دوباره فعال است.
او اخیراً واقعاً خوشحال بوده است.
هیجانزده, پر انرژی
شهر هیجانزده بود و آماده راهپیمایی.
سوار, آماده سواری
ژاکی قبل از سیگنال سوار شده بود.
او زود بیدار شده بود تا برای ارائه بزرگش آماده شود.
تمام شده, ساخته شده
یک بیمارستان جدید نزدیک بزرگراه ساخته شده است.
روییده, بالا آمده
ذرت از قبل سبز شده است.
آماده (برای انجام کاری یا مقابله با چیزی)
ما امروز برای هر کاری آمادهایم.
در حال انجام, معتبر
این آخر هفته یک حراج بزرگ در جریان است در مرکز خرید.
مشکوک, عجیب
من میدانستم چیزی درست نیست وقتی او از سوالات من اجتناب کرد.
تمام شده, پایان یافته
زمانبندی پروژه بالا رفته سه هفته.
مطلع, آگاه
او مطلع است بر آخرین اخبار.
به روز, هماهنگ با برنامه
او در تکالیفش به روز است.
او برای دزدی هفته آینده محاکمه خواهد شد.
بعدی, آینده
نوبت تو هست.
بالا, در حال افزایش
سود این فصل افزایش یافته است.
بالا, عالی
او الآن واقعاً در بالا در شرکت است.
بالا, قله
زندگی پر از فراز و نشیب است.
مقامات بالا, مدیران
مقامات بالا شرکت تصمیم گرفتند تیم را بازسازی کنند.
دوندگان در آخرین سربالایی قبل از خط پایان تقلا کردند.
بالا, قطار بالا
ما دقیقاً بعد از ظهر سوار قطار به سمت لندن شدیم.
بلند شو!, بجنب!
بلند شو ! وقت رفتن است.
بالا, بلند کردن
باد چند درخت را در طول طوفان کند.
به روز رسانی-, به روز رسانی
او باید نرمافزار خود را بهروزرسانی کند قبل از نصب برنامه.
بالا, به سمت بالا
قایق با تغییر جزر و مد به سمت بالا رانده شد.
سوپر, هایپر
گروه یک نسخه سریع از آهنگ را اجرا کرد.



























