جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بالا آمدن
بالون هوای گرم به آرامی به آسمان برخاست.
افزایش یافتن, بزرگ شدن
فردا دما چند درجه افزایش خواهد یافت.
ایستادن, بلند شدن، برخاستن
او به آرامی از صندلی خود بلند شد.
طلوع کردن (آفتاب)
هر صبح، خورشید از شرق طلوع میکند و نور را به جهان میآورد.
روی آب آمدن
دلفینهای بازیگوش تماشاگران را مسحور کردند در حالی که در یک رقص هماهنگ از میان امواج بالا میآمدند.
شدت گرفتن
تنش در اتاق شروع به افزایش کرد وقتی لحظه حساس مذاکره نزدیک شد.
ترفیع گرفتن
علیرغم مواجهه با چالشها، او سخت کار کرد تا از آغاز فروتنانه خود بالا رود و در حرفهاش موفق شود.
ساختن (و ارتفاع گرفتن)
آسمانخراش شروع به بلند شدن در قلب شهر کرد.
(به مقابله) برخاستن
علیرغم شکستها، کارآفرین شجاعت برخاستن و بازسازی کسبوکار از نو را پیدا کرد.
بالا رفتن
پس از دریافت خبر خوب، حال و هوایش شروع به بالا رفتن کرد، و نتوانست جلوی لبخندش را بگیرد.
ور آمدن (خمیر)
همانطور که خمیر نان برای ور آمدن رها شد، مخمر کار خود را آغاز کرد و حبابهای هوایی ایجاد کرد که به نان بافتی نرم میداد.
(بر علیه چیزی) برخاستن, شورش کردن
شهروندان تحت ستم تصمیم گرفتند علیه رژیم ستمگر قیام کنند، در جستجوی آزادی و عدالت.
دوباره زنده شدن
در فولکلور، برخی از افسانهها از جادوگران قدرتمندی میگویند که میتوانستند از مرگ برخیزند تا وجود خود را ادامه دهند.
افزایش (حقوق)
او از دریافت افزایش پس از بررسی عملکرد سالانه خود بسیار خوشحال بود.
افزایش, افزایشیافتن
شرکت از افزایش قابل توجهی در سود این فصل گزارش داد.
افزایش (قیمت)
افزایش قیمت سوخت بر هزینه کلی حمل و نقل تأثیر گذاشته است.
صعود
بالون هوای گرم شروع به صعود آرام خود به سوی آسمان صبحگاهی روشن کرد.
شیب
بالا رفتن ملایم تپه، پیادهروی را آسان کرد.
حرکت صعودی
بالا رفتن جاده حفظ سرعت را برای دوچرخهسواران دشوار کرد.
موج
ظهور, قیام
کلیسا هر سال مراسم ویژهای برای گرامیداشت صعود روح القدس برگزار میکند.
پیشرفت, ترقی
صعود او به سمت مدیرعاملی با کار سخت و عزم راسخ مشخص شد.
ارتفاع
معمار بالا آمدن طاق را محاسبه کرد تا مطمئن شود که از نظر ساختاری محکم است.
درخت واژگانی



























