جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهصورت جداگانه
او دستکشهایش را قبل از دست دادن درآورد.
خاموش, قطع
چراغها ناگهان خاموش شدند.
دزد فرار کرد قبل از اینکه کسی بتواند او را متوقف کند.
دور, محلی را ترک کردن - به جای دیگری رفتن
او ساکتانه از فاصله ده فوت تماشا میکرد.
کشتی به دلیل مه چند ساعت دور از ساحل باقی ماند.
دور از, خارج از
راننده در نزدیکی آسیاب قدیمی از مسیر اصلی خارج شد.
دور از جهت باد, در جهت باد
قایق کمی به دور از باد تغییر مسیر داد تا مسیر را تنظیم کند.
خارج, جدا
منطقه برای ساخت و ساز محصور شد.
دوندهها با شنیدن صدای تیر شروع کردند.
برای پایان دادن, برای به پایان رساندن
فیلم با یک صحنه تاثیرگذار به پایان رسید.
خوابیده, چرت زده
او در حین سخنرانی به خواب سر تکان داد.
بهتر, بدتر
آنها اکنون از سال گذشته بهتر هستند.
تخفیف, با قیمت کاهش یافته
امروز این کفشها 30% تخفیف دارند.
برای از بین بردن یا کاهش چیزی، به ویژه یک احساس یا وضعیت فیزیکی, به منظور کاهش یا حذف چیزی، به ویژه یک احساس یا وضعیت فیزیکی
من راه رفتم تا از ناامیدی خلاص شوم.
او معمولاً خیلی تیزهوش است، اما امروز کمی خارج از حالت عادی به نظر میرسید.
فکر میکنم در خانه بمانم، کمی حالم بد است.
ناعادلانه, بی ادب
ناعادلانه بود که او اینگونه فریاد بزند.
نادرست, اشتباه
محاسبات شما کمی نادرست است.
چیزی در این خورش خراب است.
دور, کناری
چراغ جلو دور شکسته است.
قایق به سمت جریان دریا حرکت کرد.
کم احتمال, دور
شانس کمی وجود دارد که او ظاهر شود.
آزاد, در دسترس
من از ساعتهای آزاد خود برای خواندن استفاده میکنم.
کاهش یافته, پایین آمده
قیمتها امروز 15% کمتر بود.
برداشته شده, درآورده شده
دستکشها درآورده شدهاند، و او آماده جنگ است.
جلسه برای امروز لغو شده است.
ناموجود, تمام شده
به من گفتند که سوپ روز تمام شده است.
خاموش, از کار افتاده
چراغها تمام شب بعد از قطعی خاموش بودند.
حذف کردن, کشتن
او شاهد را از بین برد قبل از اینکه بتواند شهادت دهد.
دور
او از سکو پایین پرید.
دور از, خارج از
یک مسیر باریک خارج از بزرگراه وجود دارد.
دور از, در فاصله از
قایق در فاصلهای از بندر لنگر انداخت.
از, از روی
او برچسب را از پنجره کند.
در مرخصی از, غایب از
او تمام هفته از مدرسه دور بوده است.
او یک ماه است که شکر مصرف نکرده است., او یک ماه است که شکر را ترک کرده است.
او یک ماه است که بدون شکر است.
تخفیف
آنها این آخر هفته 30% تخفیف روی همه کفشها ارائه میدهند.
خارج از, زیر
ورزشکار امروز پایین تر از سطح معمول بود.
نزدیک, کنار
کافه درست کنار مرکز شهر قرار دارد.
از, به
او ده دلار از برادرش قرض گرفت.
برو!, دور شو!
برو ! بهت گفتم که دیگه نمیخوام ببینمت!
سمت آف, سمت باتر
بازیکن به زیبایی از طریق آف برای چهار دویدن ضربه زد.



























