جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اعدام کردن
مجرم محکوم پس از اتمام تمامی تجدید نظرها با تزریق کشنده اعدام شد.
سندیکای جنایت تصمیم گرفت عضو رقیب باند را به عنوان بخشی از جنگ بر سر کنترل قلمرو اعدام کند.
اجرا کردن, پیاده سازی
مدیر پروژه توانست با موفقیت طرح را اجرا کند و ساخت و ساز را زودتر از برنامه به پایان برساند.
امضا کردن, تایید کردن
از مدیر عامل خواسته شد تا قرارداد را اجرا کند، که مشارکت شرکت با تامین کننده بین المللی را نهایی میکند.
اجرا کردن, انجام دادن
ژیمناست یک روال بیعیب را اجرا کرد و از داوران نمره کامل گرفت.
اجرا کردن, انجام دادن
وکیل برای اجرای وصیت نامه منصوب شد، تا خواسته های متوفی به صورت قانونی انجام شود.
اجرا کردن, راه اندازی کردن
وقتی روی آیکون کلیک میکنید، سیستم عامل برنامه را اجرا میکند و برنامه را باز میکند.
خلق کردن (اثر هنری)
مجسمهساز با دقت یک مجسمه مرمرین خیرهکننده را اجرا کرد.
درخت واژگانی



























