جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نور, روشنایی
اتاق پر از نور روشن از چراغ بود.
منبع نور
میتوانید چراغ را روشن کنید؟
فندک, کبریت
او از نور برای روشن کردن آتش کمپ استفاده کرد.
نور, دیدگاه
دیدن مشکل از یک زاویه جدید به او کمک کرد تا راهحلی پیدا کند.
نور, روشنگری
واعظ از نور به عنوان هدیهای از الهی سخن گفت، که مؤمنان را به سوی حکمت بیشتر راهنمایی میکند.
نور, برجسته
کنفرانس با حضور بسیاری از چهرههای سرشناس، از جمله دانشمند مشهور، که به عنوان نوری در دنیای فیزیک شناخته میشد، مزین شد.
درخشش, نور
چهرهاش پس از شنیدن خبر خوب ارتقاءش پر از نور بود.
نور, وضوح
این رسوایی توسط روزنامهنگاران تحقیقی به نور آورده شد.
این سیاست در نور مقررات جدید تدوین شد.
فضای خالی, مکان
پیچیدگی جدول کلمات متقاطع با پر شدن خانهها افزایش یافت.
او یک کوله پشتی سبک پر از لوازم مدرسهاش حمل میکرد.
سبک, کم وزن تر
جعبه بعد از ارسال سبکتر از حد انتظار به میزان 3 پوند بود.
روشن
او در گوشه روشن کتابخانه کتاب میخواند.
روشن
او ترجیح میدهد در تابستان رنگهای روشن بپوشد تا خنک بماند.
او برای جلوگیری از سرعت گرفتن، فشار ملایمی به پدال وارد کرد.
کمکالری, سبک
او یک دسر سبک را برای تکمیل غذایش انتخاب کرد، از شیرینیهای سنگین اجتناب کرد.
سبک, نرم
باغ در خاک سبک شکوفا میشود، که به ریشهها اجازه میدهد به راحتی پخش شوند.
بار کاری این هفته سبک است، بنابراین میتوانم وظایفم را سریع تمام کنم.
سبک, ناچیز
مسئله توسط کمیته سبک در نظر گرفته شد و به سرعت کنار گذاشته شد.
سبک و ساده, غیرجدی
فیلم سبک و لذتبخش بود، مناسب برای یک شب آرامشبخش.
سبک, کم تاکید
در کلمه "رویداد"، هجای دوم یک هجای سبک است.
صدای ملایم باران که به پنجره میکوبید آرامشبخش بود.
سبک, ایزوتوپ سبک
ایزوتوپ سبک هیدروژن پروتیوم نامیده میشود که فقط یک پروتون دارد.
سبک, لایت
او یک آبجو سبک را انتخاب کرد، که کالری کمتر و محتوای الکل کمتری نسبت به آبجوی معمولی داشت.
سبک (خواب)
او خواب سبکی داشت و چندین بار در طول شب بیدار شد.
او لباس سبک پوشیده بود که برای گرمای تابستان عالی بود.
روشن کردن
او شمعهای روی کیک تولد را با کبریت روشن کرد.
آتش کمپ در نهایت پس از چندین تلاش روشن شد.
روشنتر کردن
آنها باغ را با چراغهای ریسمانی برای مهمانی روشن کردند.
به آرامی نشستن, به نرمی افتادن
دانههای برف به آرامی بر زمین نشستند و پتویی نرم و سفید ایجاد کردند.
پس از سواری طولانی، او با آهی از آسودگی از اسب پیاده شد.
روشن کردن, نور دادن
او وارد اتاق شد و چراغ روی میزش را روشن کرد.
درخت واژگانی



























