جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پایین آمدن, پایین رفتن (از)
من به آرامی از پلهها پایین میروم.
پیاده شدن
او در ایستگاه بعدی از اتوبوس پیاده میشود.
اقامت گزیدن, ماندن، اقامت کردن، اقامت داشتن، سکنی گزیدن
ما در یک هتل نزدیک مرکز شهر اقامت میکنیم.
حمله کردن, هجوم بردن
سربازان در سپیدهدم به دشمن حمله میکنند.
کاهش یافتن, پایین آمدن
سطح آب پس از باران پایین میرود.
سقوط کردن, کاهش یافتن، افت کردن
قیمتها هر هفته کاهش مییابند.
پایین آوردن
آیا میتوانی گلدان را از قفسه پایین بیاوری؟
پیاده کردن
او در ایستگاه بعدی از اتوبوس پیاده میشود.
سرنگون کردن, ساقط کردن
ژنرال، دولت در قدرت را سرنگون کرد.
به درک واصل کردن, با تفنگ کشتن
گانگستر رقیب خود را در خیابان پایین آورد.
کامل نوشیدن, تا ته نوشیدن، تا قطره آخر نوشیدن
او قهوهاش را در یک جرعه مینوشد.
انگ زدن, به باد انتقاد گرفتن
روزنامهنگاران فیلم را در نقد خود پایین آوردند.
رفتن, به سمت جنوب رفتن
ما برای تعطیلات به سمت مارسی پایین میرویم.
از نسل (کسی) بودن, اصالت (کسی) مال (جایی) بودن
برمیآید از یک خانواده پزشکان.
تا (جایی) بودن, تا (جایی) پایین آمدن
جاده تا رودخانه پایین میرود.



























