جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در آغوش گرفتن محکم, در آغوش گرفتن عاشقانه
کلینچ, گرفتن
قسمت صاف شده میخ، پیچ یا پرچ, سر صاف میخ، پیچ یا پرچ
یک حلقه کوچک لغزنده که با بستن ساخته شده است, یک گره کوچک لغزنده ساخته شده با بستن
گیره, ابزار بست
خاتمه دادن
پس از هفتهها بحث، دو شرکت بالاخره با یک قرارداد امضا شده معامله را به نتیجه رساندند.
محکم بستن, خم کردن
نجار با خم کردن انتهاها، میخها را محکم کرد.
محکم گرفتن, چسبیدن
او نرده را محکم گرفت در حالی که به لبه خم شد تا دید بهتری داشته باشد.
در آغوش گرفتن, محکم بغل کردن
غرق در احساسات، او دوست گمشدهاش را در آغوشی تنگ محکم در آغوش گرفت.
چسبیدن, محکم گرفتن
پس از گیج شدن توسط یک سری ضربهها، بوکسور به طور غریزی چسبید، به دنبال پناهگاهی در امنیت یک نگهداری محکم.
موفق شدن (در اکتساب چیزی)
ماده مخفی سرآشپز پیروزی در مسابقه آشپزی را مهر و موم کرد.



























