جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
رسیدن
این مسیر پیادهروی به کجا میرود؟
رفتن, طی کردن
خانواده برنامه ریزی کردند که چند صد مایل بروند تا به مقصد تعطیلات خود برسند.
رفتن (و کاری کردن), برای انجام کاری رفتن
برو و از فروشگاه کمی خواربار بخر.
رفتن
بیایید به بانک برویم و چک را واریز کنیم.
باز کردن (وبسایت، صفحه کتاب و...)
من معمولاً برای به اشتراک گذاشتن بهروزرسانیها با دوستانم به اینستاگرام میروم.
فرستاده شدن
مطمئن شوید که این یادداشت به همه مدیران بخش برسد.
کار کردن (وسیله و دستگاه)
این ساعت قدیمی دیگر کار نمیکند؛ نیاز به تعمیر دارد.
درست کار نکردن (چیزی)
تلفن قدیمی من شروع به خراب شدن کرده است.
کمک کردن, منجر شدن
همه دادهها و آزمایشها میروند تا فرضیه دانشمند را تأیید کنند.
رفتن
اگر میخواهیم قطار زودرس را بگیریم، باید الان برویم.
رفتن
والدین من برای دیدار پدربزرگ و مادربزرگم به ایالتی دیگر رفتهاند.
گذشتن (زمان), سپری شدن
آیا از زمانی که پروژه را شروع کردیم زمان به سرعت نگذشته است؟
استعفا دادن, اخراج شدن
پس از بازسازی، ممکن است از برخی کارمندان خواسته شود به عنوان بخشی از فرآیند کوچکسازی بروند.
پایان یافتن, تمام شدن
صنعتی که زمانی پررونق بود از بین رفته، و تنها بقایای گذشتهاش را بر جای گذاشته است.
مردن, فوت کردن، به رحمت خدا رفتن
متأسفانه، سگ عزیز خانگی ما رفته، جای خالی در قلبهای ما باقی گذاشته است.
نبودن, دزدیده شده بودن
من کیفم را روی ساحل گذاشتم، و وقتی برگشتم، ناپدید شده بود.
صرف شدن, خرج شدن
ردیابی هزینهها میتواند چالشبرانگیز باشد؛ من نمیدانم هر ماه پول کجا میرود.
پرداخت کردن, قبول کردن (میزان پرداختی)
من تا 1000 دلار میروم، اما این حد من برای پیشنهاد قیمت روی اثر هنری است.
جای مشخصی داشتن
مجسمه جدید باید در باغ کجا قرار گیرد؟
جا شدن
کفشهایم در این کیف کوچک جا نمیشوند؛ به یک کیف بزرگتر نیاز دارم.
[فعل مصنوعی]
تصمیم افزایش دستمزدها به نفع کارگران اجرا خواهد شد.
پیش رفتن
با وجود مشکلات اولیه، پروژه اکنون به آرامی پیش میرود.
شدن
شیر پس از مدت طولانی ماندن در بیرون ترش شد.
صدا دادن
وقتی لاستیک ترکید، صدای بنگی داد که همه اطرافیان را ترساند.
صدا دادن, صدای هشدار دادن
در تمرین آتشنشانی، زنگ هشدار برای شبیهسازی یک وضعیت اضطراری به صدا درخواهد آمد.
بودن (محتوای موسیقی، داستان، شعر و...)
میتوانی به من یادآوری کنی که چگونه میرود سرود آن آهنگ؟
گفتن
در مورد برنامههایش پرسیدم، و او میگوید: «به فکر یک سفر جادهای هستم.»
شروع کردن, رفتن
به محض اینکه سیگنال داده شد، ما آماده شروع ارائه هستیم.
نوبت خود را بازی کردن
نوبت توست که در بازی شطرنج بازی کنی؛ حرکتت را انجام بده.
رفتن به سرویس بهداشتی, دستشویی رفتن
پس از یک سفر جادهای طولانی، همه مشتاق بودند جایی برای رفتن پیدا کنند.
انداختن رفتن, دادن رفتن، بیرون انداختن
مبل قدیمی باید برود؛ فضای زیادی را اشغال کرده است.
موجود بودن
در حال حاضر هیچ آپارتمانی در آن محله پیدا نمیشود.
رفتن, حرکت کردن
قطار خیلی آهسته میرفت، که باعث تأخیر برای مسافران شد.
ضعیف شدن, کاهش یافتن
به عنوان یک موسیقیدان، او نگران است که شنوایی مطلق او با افزایش سن از بین برود.
رفتن, همخوانی داشتن
اثر هنری و رنگ دیوار به زیبایی با هم میآیند، که فضای اتاق را بهبود میبخشد.
رفتن, حرکت کردن
در طول کلاس یوگا، شرکتکنندگان بدن خود را اینگونه حرکت میدهند تا عضلات خود را کش دهند.
فروخته شدن, رفتن
انتظار میرود مبلمان قدیمی به سرعت در حراجی املاک فروخته شود.
رفتن, به نتیجه رسیدن
پس از یک رقابت نزدیک، قهرمانی به تیم کمتر مورد انتظار رسید.
رفتن, بودن
علیرغم هوای سرد، او ترجیح میدهد در بهار بدون کت برود.
گذراندن, رفتن
او به مدت یک ماه برای مطالعه حیات وحش در جنگل بارانی آمازون رفت.
شکستن, فرو ریختن
پل قدیمی در وضعیت شکنندهای قرار دارد و کارشناسان نگران هستند که با طوفان شدید بعدی بیرون برود.
درگیر شدن, مداخله کردن
نرو شایعات درباره زندگی شخصی او را پخش نکن.
وزن داشتن, وزن کردن
این چمدان با همه لباسهایم حدود 20 کیلوگرم میشود.
شرط بندی کردن, قمار کردن
او تصمیم گرفت 20 دلار روی اسبی با بالاترین شانسها شرط ببندد.
تحمل کردن, پایداری کردن
تیم نتوانست فشار لحظات پایانی بازی را تحمل کند.
توانایی مالی داشتن, قادر به پرداخت بودن
من نمیتوانم قیمت آن ماشین لوکس را بروم؛ خیلی فراتر از بودجه من است.
خواستن, لذت بردن
بعد از پیادهروی، ممکن است دلش بخواهد یک لیوان لیموناد خنک بنوشد.
رفتن, شرکت کردن
ما هر صبح برای دویدن به پارک میرویم.
گو (بازی), ویچی
گو یک بازی استراتژیک محبوب در شرق آسیا است.
امتحان کن و ببین آیا میتوانی معما را حل کنی.
نوبت
نوبت شماست که تاس بیندازید.
فعال, آماده
مطمئن شوید که تجهیزات آماده به کار است قبل از شروع آزمایش.



























