جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
رها کردن, تبرئه کردن
قاضی به دلیل عدم کفایت شواهد تصمیم به آزاد کردن متهم گرفت و او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.
شلیک کردن, تخلیه کردن
تفنگ با صدای بلندی شلیک کرد و در جنگل طنین انداز شد.
مرخص کردن (نظامی)
پس از اتمام دوره خدمت، سرباز با افتخار از ارتش مرخص شد.
مرخص کردن (بیمار), ترخیص کردن
پزشک بیمار را پس از یک عمل جراحی موفق و بهبودی تأیید شده از بیمارستان مرخص کرد.
انجام دادن, به انجام رساندن
کارمند سختکوش به انجام رساند مسئولیتهای خود را با دقت و کارایی.
تخلیه کردن, رها کردن
کارخانه به دلیل تخلیه آلایندهها به رودخانه جریمه شد و باعث آسیب زیستمحیطی شد.
تخلیه کردن, خنثی کردن
میله برقگیر روی پشت بام ساختمان برای تخلیه هرگونه تجمع الکتریسیته ساکن طراحی شده است.
رها کردن, معاف کردن
دادگاه به مالک دستور داد که مستأجر را به دلیل نقض قرارداد از قرارداد اجاره آزاد کند.
شلیک کردن, آتش کردن
سرباز قبل از شلیک تفنگش با دقت هدفگیری کرد و با دقت به هدف زد.
تخلیه کردن, پیاده کردن
وقتی کشتی به بندر رسید، خدمه آماده تخلیه محموله شدند.
ترشح کردن
بریدگی عفونی روی بازویش شروع به ترشح چرک کرد و باعث ناراحتی قابل توجهی برای او شد.
تخلیه, آزادسازی
مهندس الگوی تخلیه الکتریکی در محفظه پلاسما را مطالعه کرد.
تخلیه, آزادسازی
درمان به او کمک کرد تا به یک تخلیه ایمن از خشم دست یابد.
ترشح, دفع
پرستار زخم را برای هرگونه ترشح غیرمعمول بررسی کرد.
انتشار, تخلیه
کارخانه به دلیل تخلیه سمی در رودخانه جریمه شد.
شلیک, تخلیه
شلیک تصادفی تفنگ همه را وحشت زده کرد.
اخراج, ترخیص
سرباز پس از ده سال خدمت، مرخصی شرافتمندانه دریافت کرد.
معافیت, برائت
وکیل یک برائتنامه برای رفع مسئولیت موکل خود تهیه کرد.
تخلیه, جریان
لوله ترکید و باعث تخلیه شدید آب شد.
درخت واژگانی



























