جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کوبیدن
او زانویش را به گوشه میز کوبید، که باعث کبودی شد.
کوبیدن, ضربه زدن
او در طول بحث مشت خود را به میز کوبید تا بر نظر خود تأکید کند.
صدای بلند ایجاد کردن
آتشبازی در آسمان شب با صدای بلند منفجر شد، تاریکی را با فوران رنگها روشن کرد.
با صدای بلند بستن, محکم بستن
کودک به طور تصادفی کابینت را محکم بست، که همه را در آشپزخانه وحشت زده کرد.
سر و صدا کردن, با انرژی حرکت کردن
او در آشپزخانه سر و صدا میکرد، در حالی که سعی میکرد مواد درست را پیدا کند.
گاییدن, کردن
او به دوستانش لاف زد که دختر جدید کلاس را گاییده است.
تزریق کردن, حل کردن
او قبل از شروع مهمانی هروئین را تزریق کرد.
مردود شدن, شکست خوردن
او هفته گذشته در امتحان ریاضی خود رد شد.
چتری
انفجار, صداي بلند
ضربه محکم, ضربه پرانرژی
موفقیت چشمگیر, موفقیت بزرگ
انفجار, ترکیدن
همخوابی, گاییدن
آنها قبل از بیدار شدن بچهها رابطه سریع داشتند.
مستقیم، مستقیم
درخت واژگانی



























