جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سنگین
او وزن بار سنگین را روی شانههایش احساس کرد.
گرفته (آسمان), ابری
آسمان قبل از طوفان با ابرهای تیره سنگین شد.
مرد سنگین با گامی مطمئن راه میرفت، شانههای پهنش فیزیک مستحکم او را برجسته میکرد.
سنگین (غذا)
کیک غنی و سنگین بود.
شدید, سنگین
ترافیک سنگین ما را بیش از یک ساعت تأخیر انداخت.
سنگین, قدرتمند
ارتش توپخانه سنگین را در امتداد مرز مستقر کرد.
سنگین, غمانگیز
او با قلبی سنگین به خانه پیاده رفت.
سنگین, فشرده
ذرت در خاک رس سنگین به خوبی رشد میکند.
سنگین, چگال
آب سنگین حاوی نسبت بالاتری از دوتریوم است.
(خواب) سنگین
او پس از پیادهروی به خواب سنگین فرو رفت.
سنگین, خستهکننده
سخنرانی سنگین و دنبال کردنش سخت بود.
سنگین, شدید
برنامه تمرینی سنگین استقامت آنها را تا حد خستگی مطلق آزمایش کرد.
قدرتمند, طنیندار
طبلها سنگین ضرب میزدند.
سنگین, مستحکم
کامیون یک وسیله نقلیه سنگین است که برای ساختوساز طراحی شده است.
ثقیل, سنگین
جلد سنگین به مفاهیم پیچیده فلسفی پرداخت و حتی خوانندگان باتجربه را به چالش کشید.
سنگین, شدید
او به عنوان یک نوشنده سنگین شناخته میشد.
شیب دار, پر شیب
مسیر در حالی که از تپه بالا میرفت شیبدار شد.
ضخیم, سنگین
او در طول زمستان یک کت سنگین میپوشید.
شرور, دشمن
او شخصیت سنگین را به طور متقاعدکنندهای بازی کرد.
غلیظ, چگال
سنگین ابرها خورشید را مسدود کردند.
سنگین, قدرتمند
تیم به یک پیروزی سنگین دست یافت.
نقش دراماتیک, شخصیت تراژیک
او برای نقش دراماتیک در پرده پایانی درام انتخاب شد.
شرور, قلدر
او در هالیوود به عنوان یک شرور قابل اعتماد شناخته میشود.
آبجوی قوی, آبجوی سنگین
او یک پینت آبجوی قوی را در بار محلی سفارش داد.
سنگین, با زحمت
او سنگین در گل راه میرفت.
درخت واژگانی



























